محمد مهدى ملايرى
49
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در توضيح قسمت اخير اين جواب يعنى لزوم تحصيل فارسى براى تخصص در ادبيات عربى نه در سطح عادى تذكر اين نكته مفيد است كه هرچند دو زبان فارسى و عربى در گذشته از لحاظ دادوستد لغوى روابط نزديك داشتهاند و همانطورى كه كلمات بىشمارى از زبان عربى به زبان فارسى راه يافته كلمات بسيارى هم از فارسى داخل زبان عربى شده است ولى روشى كه در هريك از اين زبانها در معامله با كلمات زبان ديگر به كار رفته با يكديگر فرق داشته است و همين فرق كه اينجا جاى شرح و تفصيل آن نيست باعث شده كه اولا كلمات عربى در زبان فارسى خيلى بيشتر از آنچه معمولا كلمات بيگانه در زبانى به چشم مىخورد چشمگير و بارز باشند و ثانيا اين كلمات هنوز هم پس از چندين قرن استعمال در زبان فارسى غالبا تابع قواعد عربى باشند نه دستور زبان فارسى ولى كلمات فارسى در زبان عربى وضع ديگرى دارند زيرا چون از اصل خود دور افتاده و به زى عربى درآمدهاند غالبا ناشناخته مانده و كمتر به چشم مىخورند و همانها هم كه به چشم مىخورند از هر لحاظ تابع قواعد عربى هستند نه فارسى و نتيجهاى كه از اين اختلاف روش حاصل شده اين است كه در زبان فارسى براى بهتر درك كردن كلمات عربى و اشتقاق آنها و همچنين براى به دست آوردن معانى صحيح آنها تا حدى احتياج به دانستن زبان عربى و به خصوص قواعد اشتقاق و صرف آن هست ولى در زبان عربى در اين سطح چنين احتياجى به دانستن زبان فارسى نيست چون كلمات فارسى نه اصل اشتقاق خود را در آن زبان حفظ كردهاند و نه غالبا معانى خود را ولى در حد تخصص وضع بدين صورت نيست ، عالم متخصص در لغت عرب به همان اندازه كه ناچار است
--> - لبنان كه زير نظر يكى از استادان دانشگاه لبنان اداره مىگرديد در دو جلسه تشكيل شد . و اصل عربى آن را دانشگاه لبنان در رسالهاى با عنوان « حديث ادبى حول لمازاكان تعلم كل من العربية و الفارسيه ضروريّا لدراسه اللغه الاخرى با عنوان خلاصه متقابلتين تلفزيونتين فى بيروت مع رئيس قسم اللغه الفارسيه و ادابها فى الجامعه اللبنانيه » بيروت 1966 ، منتشر ساخت و ترجمهء فارسى آن نيز در شمارههاى سوم و چهارم سال هفتم مجله دو زبانى « الدراسات الادبيه » نشريه كرسى فارسى دانشگاه لبنان ، ص 303 - 313 انتشار يافت .