محمد مهدى ملايرى

41

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

توسل جست مثلا فرض نمود كه با حملهء اعراب به ايران و مهاجرت دسته جمعى و سكونت ايشان در داخلهء ايران مردم اين سرزمين هم زبان و مليت خود را از دست دادند و عرب يا عربىزبان شدند ؛ براى پذيرفتن چنان فرضى چنين فرض نامعقول ضرورت دارد چه تا وقتى چنين نشود نمىتوان كسانى همچون ذكرياى رازى و ابن سينا و بيرونى و صدها دانشمند ديگر از اين قبيل را عرب يا عربىزبان شمرد و به اين سؤال هم پاسخ نداد كه قبائل و طوائفى كه خود پس از مدتى كم و بيش كوتاه يا بلند زبان و قوميت عربى خود را در اين سرزمين از دست دادند و ايرانى و فارسى زبان شدند چگونه توانستند جامعهء ايرانى را عرب يا عربىزبان گردانند . از اين‌گونه سؤالها كه براى آنها بر اساس اين‌گونه فرضها نمىتوان پاسخى خردپذير يافت بسيار است ، و يكى از علل عمدهء آن اين است كه تاريخ آن دوران در روزگار ما به عللى كه شرح آنها خارج از موضوع اين مقال است از بستر واقعى و طبيعى خود خارج شده و در بسترى پندارى و غير واقعى افتاده است و به همين جهت است كه برخى از مظاهر علمى و فرهنگى آن دوران در نظر برخى از محققان عجيب و نامأنوس جلوه مىكنند . زبان عربى در ايران از همان زمان كه ايرانيان با اسلام آشنا شدند و اين زبان را به‌عنوان زبان دينى خود برگزيدند و به شرحى كه گذشت اهل علم و معرفت ايشان به تحقيق درباره اصول و قواعد اين زبان و تأليف و تدوين به آن پرداختند ديگر در اين زمينه آن‌چنان رابطه‌اى با حكومت عربى نداشت كه وضع آن حكومت و نشيب و فراز آن در وضع اين زبان اثرى داشته باشد و به همين سبب است كه پس از ضعف دستگاه خلافت و زوال قدرت اعراب گسترش و پيشرفت زبان عربى در ايران نه تنها از ميان نرفت بلكه بيشتر گرديد و بر مايهء علمى و فلسفى آن بسى افزود و در مراكز علمى و فرهنگى ايران پناهگاهى استوارتر يافت . اصولا وابسته ساختن زبان عربى اسلامى و پيشرفت و گسترش آن را به