محمد مهدى ملايرى
401
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
گفت : اگر هم باشد وقت آن هنگامى است كه آدمى را از اصلاح كار آن جهان و از آنچه در آن بهبود زندگانى اين جهان است باز مدارد . گفتند : چه فراغتى گواراتر است ؟ گفت : فراغتى كه پس از انجام كارهاى بزرگ دست دهد . گفتند : شادمانى چه كسانى گواراتر است ؟ گفت : اما در اين جهان شادمانى كسى كه در آنچه خواستهء اوست به ديگرى نيازمند نباشد ، و شادى كسى كه جز پادشاه بندگى ديگرى را گردن ننهاده باشد . و اما در آن جهان شادى كسى كه كارهاى نيكش فراوان باشد . گفتند : چه كسى بيشتر از همه از آرامش درون برخوردار است ؟ گفت : آنكس كه نه او را به هلاك كسى و نه كسى را به هلاك او شتابى باشد . گفتند : كدام يك از دانستههاى فرمانروا براى او سودمندتر است ؟ گفت : اينكه بداند كه وى قادر نيست دهان مردم را از ذكر عيبها و بديهاى خويش ببندد ، كه چون اين بداند ديگر براى بستن دهان مردم به تهديد و درشتى دستنيازد و رضامندى آنان و منصرف ساختن ايشان را از ذكر بديها و عيوب خود جز در اصلاح نفس خويش و اخلاص در كار نيك ساختن انديشهء خود نجويد . پرسيدند : ميوهء خرد چيست ؟ گفت : خرد را ميوههاى نيك و نژاده بسيار است ليكن من از آنها را به ياد دارم براى شما مىشمارم : يكى از آنها اين است كه آدمى بهرهء خود را به دست آورد بدينگونه كه نيت ببندد كه هر صاحب نعمتى را پاداش دهد و از اين كار به نهايت قدرت رسد و ديگر اينكه خوددارى و پرهيز از گناهان را از دست ننهد . و ديگر اينكه به روزگار به هيچ حالى مطمئن نگردد و او را با اهمال در آمادگى خويش اميدوار نسازد . و ديگر اينكه گرد بدى نگردد .