محمد مهدى ملايرى

395

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

گفتند : كدام يك از اين دو زيانمندترند ؟ گفت : براى خود آدمى خودپسندى و براى ديگران ريا ، زيرا مردم گول ظاهر آراستهء وى خورند و در مهمات خويش به وى اعتماد كنند درحالىكه از خيانت وى ايمن نمىتوانند بود . گفتند : آزمندى و زفتى چيست و كدام يك از آنها زيانمندترند ؟ گفت : آزمندى آن است كه بنده بيش از حق خود طلب كند ، و زفتى آن است كه از دادن حق صاحبان حق امساك ورزد ، و آزمندى زيانمندترين آنهاست زيرا حرص و آز ريشه و كانون ستمكارى است ، و زفتى هم از آزمندى باشد زيرا آزمند را در جهان سيرايى نيست . به او گفتند : تخمهء همهء فضايل چيست ؟ گفت : خرد و دانش . گفتند : آيا برتر از خرد هم چيزى هست ؟ گفت : همبستگى آن دو را بيارايد ، و از هم گسستگى آنها را عيبناك سازد . گفتند : شكيبايى پسنديده چيست ؟ گفت : پايدارى در هر كار خوب و بازداشتن نفس از هر كار بد . گفتند : پس از آن چيست ؟ گفت : اينكه نه فراخى زندگى و رفاه و نه سختى و تنگدستى هيچ‌يك تو را از جاى نبرد ، و از كارهاى پسنديده به كارهاى نكوهيده‌ات نكشاند . گفتند : پس از آن چيست ؟ گفت : توانا بودن بر جلوگيرى از هواى نفس در هنگامى كه ديو آز سركشى كند ، و جلوگيرى از خشم در هنگامى كه ديگ خشم به جوش آيد . گفتند : پس از آن چيست ؟ گفت : تحمل كردن هر ناخوش‌آيندى در هر كار كه از آن فضيلتى به دست آيد .