محمد مهدى ملايرى

392

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اسراف ، ميانه‌روى را به زفتى « 1 » و گذشت را به ترس مبدل سازد . « 2 » و چون هواى نفس بر كسى تا بدين حد چيره گردد او را به حالى درآورد كه صحت را جز در بهداشت تن ، دانش را جز مايهء فضل‌فروشى و گردن‌فرازى ، ايمنى را جز در زبون ساختن ديگران ، بىنيازى را جز در كسب مال و اعتماد را جز در وجود گنجينه‌ها نمىبيند . و همهء اينها خلافت اعتدال و دوركنندهء از مطلوب و نزديك‌كنندهء به هلاكتند . و گفت : مستى در دوازده چيز است ، و باده‌گسارى آدمى را جز با كمك همه يا برخى از اينها به مستى نكشاند . و آن دوازده چيز اينها هستند : مستى باده ، مستى كبر و نخوت ، مستى زيبايى ، مستى شبق ، مستى مى « 3 » ، مستى عشق و مستى

--> ( 1 ) . زفتى در فارسى به معنى بخل عربى است . بخل در عربى به معنى تنگ چشمى و امساك در دهش و ضد رادى و بخشندگى است . و حسد كه امروز در فارسى از اين كلمه اراده مىشود معنى عربى آن نيست . ( 2 ) . اين‌گونه تعبير در كتابهاى ديگرى هم كه از نوشته‌هاى اخلاقى پهلوى به عربى ترجمه شده بىسابقه نيست ، برابر انداختن منشها يا كارهاى نيك و پسنديديه با منشها يا كارهاى زشت و ناپسند يكى از روشهاى معمول نوشته‌هاى اخلاقى ايرانى بوده و به نظر برخى از محققان همان نوشته‌ها و شايد ترجمه‌هاى نخستين آنها نمونه‌هاى اصلى و سرمشق كتابهايى بوده است كه در عربى به نام « المحاسن و الاضداد » و « المحاسن و المساوى » تأليف شده است . اصل عبارت عربى آن اين است : اذا غلب الهوى العقل صرف محاسن خصاله الى المساوى فجعل الحلم حقدا ، و العلم رياء ، و الجود سرفا ، و الاقتصاد بخلا ، و العفو جبنا . اين عبارت را با عبارت زير كه از كتاب الادب الصغير ابن مقفع كه آن هم ترجمهء عربى يكى از كتابهاى ساسانى در همين زمينه است نقل مىشود مىتوان سنجيد : « ليس خله هى للغنى مدح الاهى للفقير عيب ، فان كان شجاعا سمى اهوج ، و ان كان جوادا سمى مفسدا ، و ان كان حليما سمى ضعيفا ، و ان كان لسنا سمى مهذرا ، و ان كان صموتا سمى عيبا » ( الادب الصغير ، ص 53 ، چاپ بيروت ، مكتبه البيان 1960 ) و به قرينه « و الجود سرفا » كه در قطعهء مورد گفت‌وگوى ما آمده و همچنين به مقتضاى حال كه ذكر اضداد است بايد عبارت « و ان كان جواد اسمى مفسدا » كه در الادب الصغير آمده به اين‌گونه تصحيح شود : « و ان كان جواد اسمى مسرفا » . ( 3 ) . باده و مى كه در اين متن در دو جا به عنوان دو چيز مختلف ياد شده با اينكه در فارسى تقريبا -