محمد مهدى ملايرى

380

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

پادشاهان كه نياز آنها به چنين خصلتها بيشتر است ، زيرا آنان گردانندگان امور و سران و مربيان هستند و ديگر مردمان پيروان ايشانند . و پادشاهان به اصلاح نفس خويش نيازمندترند ، بدان سبب كه رعيت به صلاح آنان اصلاح گردد و به فساد آنان به تباهى افتد . گلّه جز با چوپان پاى نگيرد ، چنان كه تن را هم بىسر قوامى نباشد . قوام پادشاهى هيبت است ، و هيبت شاهى جز با دادگرى حاصل نشود . نياز ادب و مروت به خرد همچون نياز تن به خورش و نياز شهر به آب و آبادانى است . بدين‌سان ادب و مروت به خرد نيازمندند و خرد از آنان بىنياز است و آنچه بر خرد دلالت كند منافع نيك آن در پرهيز از گناهان است . خوش‌بختى با خرد قرين است ، و آنكه از خرد برخوردار باشد خرد او را به وسايل خوش‌بختى راه نمايد . و هر آنكه خوش‌بختى يافت كمال مطلوب خود را يافته است ، چون خوش‌بختى خود غايت هر مطلوب است . بزرگ آن گروه گفت : نشانهء خرد آن است كه بنده خود را از نفس خويشتن حفظ كند و با صبر و تأمل خويش را از گزند شتاب‌زدگى نگه دارد و مركب سركش هوس را به تربيت در فرمان خرد خويش نهد . چون خرد و هوس با هم ناسازگارند ، آن دو را بر اين نفس هريك فرمانى خلاف ديگرى باشد . خرد براى نفس ناخوشايند و هوس براى او دلپذير است ، زيرا هوس لذتها و شهوتها را به او ارزانى مىكند و خرد او را از آنچه ناروا و ناپسند است باز مىدارد ، و او را از عواقب آنها برحذر مىدارد . و نفس آدمى بدان‌چه به هوس نزديكتر باشد تندتر روى آورد و از آنچه بر وى سنگينى كند بىتابى نشان دهد . آنگاه پادشاه به آنها گفت : همه بر سخنى اتفاق كنيد كه با اختصار همهء مكارم اخلاق را دربر گيرد . بزرگ آن گروه آغاز سخن كرد و گفت : آن كس كه كردهء نيك خود را هر قدر هم بزرگ باشد كوچك شمارد و آن را نهان دارد ، و سپاس كسى را كه به دو نيكى كرده بزرگ شمارد هر قدر اندك باشد او شايسته ستايش است و حق نعمت خداوند را به جاى آورده است .