محمد مهدى ملايرى
373
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
تاريخ داستانى و تاريخ رسمى ايران تاريخ داستانى سلسله كيانيان از دوران سلطنت بهمن پسر اسفنديار كمكم به تاريخ رسمى سلسلهء هخامنشى نزديك مىگردد بهطورى كه آخرين پادشاه سلسلهء كيانى يعنى داراى دارايان « 1 » نوادهء همين بهمن ، با آخرين پادشاه سلسلهء هخامنشى داراى تاريخ و سرگذشت واحدى مىشوند و در واقع از اين زمان تاريخ داستانى ايران با تاريخ رسمى آن يكى مىشود و عناصر تاريخى جاى عناصر داستانى را مىگيرند . در تاريخ داستانى ايران حملهء اسكندر به ايران در زمان داراى دارايان اتفاق مىافتد و همو است كه در جنگ با اسكندر مغلوب مىگردد و به دست دو تن از خاصان خودش كشته مىشود و اين واقعه در تاريخ رسمى ايران سرگذشت داريوش آخرين پادشاه هخامنشى است ، و چنان كه مسعودى گويد اين دارا در فارسى داريوش خوانده مىشده « 2 » و در الاخبار الطوال هم به نام داريوش ذكر شده . « 3 » در نتيجهء آميخته شدن روايات داستانى با وقايع تاريخى كه چنان كه گفتيم از شرح سلطنت بهمن رفتهرفته شروع گرديده ، اخبار و روايات مربوط به بهمن و جانشينان او بسيار درهم ريخته و جابهجا شده و براى نمونه درهم آميختگى مىتوان موارد زير را ذكر نمود . 1 . صفت درازدست كه براى بهمن در شاهنامه و در مآخذ ديگر عربى مأخوذ از خداىنامه ذكر شده « 4 » ، به نقل بيرونى از قول مورخان مغرب « 5 » لقب اردشير بن اخشويرش است كه اردشير پسر خشايارشا مىشود . بيرونى درباره
--> ( 1 ) . در غرر اخبار ملوك الفرس ، ص 204 به نام دار الاصغر خوانده شده . ( 2 ) . و الفرس تسمى دارا هذا باللغة الاولى من لغاتهم داريوس ، مروج الذهب به تصحيح شارل بلا انتشارات دانشگاه لبنان ، بيروت 1966 ، ج 1 ، ص 273 . ( 3 ) . فلما تم لدارا اثنتا عشره سنه فى الملك حضرته الوفاه ، فاسند الملك الى ابنه دارا ابن دارا و هو الذى يعرف بداريوش ، مقارع الاسكندرى ( الاخبار الطوال ، ص 29 ) . ( 4 ) . در مآخذ عربى به صورتهاى طويل اليدين و طويل الباع آمده « الاثار الباقيه » ، ص 105 و 111 . ( 5 ) . الاثار الباقيه ، ص 111 .