محمد مهدى ملايرى
363
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بىجا ، و رنجه ساختن تن در باطل ، و بازنشناختن دوست از دشمن ، و راز خويش به نااهل سپردن ، و به ناآزموده اعتماد كردن ، و به كسى كه از عقل و وفا عارى است گمان نيك بردن ، و بيهوده پرگوئى كردن . « 39 » 54 . پادشاهى كه ستمكارى پيشه كند از شرف پادشاهى و آزادگى بيرون شده و در پستى آزمندى و كاستى درآمده و به رعيت و بردگان همانند گرديده است . « 40 » 55 . چون وفا از ميان برخيزد بلا نازل گردد ، و چون پيوند دوستى بميرد انتقام زنده شود ، و چون خيانت آشكار شود بركت پنهان گردد . شوخى آفت جد است ، و دروغ دشمن راستى است ، و ستم تباهكننده داد است . « 41 » 56 . چون پادشاه به هزل و شوخى پردازد هيبت از او برود ، و چون دروغ را يار گيرد بدان سبك گردد ، و چون ستم آشكار كند سلطنت او تباه شود . 57 . حزم فرصت را غنيمت شمردن است در هنگام توانائى ، و از سستى دورى جستن است در آنچه بيم فوت آن مىرود . 58 . رياست جز با حسن سياست تمام نشود ، و كسى كه رياست خواهد يابد كه بر دشوارىهاى آن شكيبا باشد . 59 . بزرگى با تحمل نفقات پسنديده آيد . بخشش و بخشايندگى بر پايگاه آدمى بيفزايد ، و منش نيك كارها نيكوتر گرداند . 60 . چون راى و تدبير نزد كسى باشد كه از او نپذيرند ، و سلاح نزد كسى باشد كه آن را به كار نبرد ، و مال نزد كسى باشد كه آن را انفاق نكند ، كارها پريشان گردد . 61 . پادشاه را است كه به سه خصلت عمل كند : عقوبت را هنگامى كه خشم بر او چيره است به تأخير اندازد ، و در پاداشت نيكوكاران شتاب كند ، و در حوادثى كه اتفاق افتد صبر و تامل نمايد . زيرا در تأخير عقوبت احتمال بخشودن هست ، و شتاب در پاداش نيكوكاران موجب سرعت اطاعت رعيت
--> ( 39 ) . هشت چيز از خصلت نادانان است : تنگدل شدن بىسبب ، و چيز دادن به ناسپاسان ، و خويشتن رنجه داشتن به باطل ، و ناشناختن دوست از دشمن ، و امانت دادن به ناجايگاه ، و استوار داشتن ناآزموده را ، و گمان نيك به بىوفا ، و بسيار گفتن بىمنفعت . ( 40 ) . در خردنامه نيست . ( 41 ) . چون وفا رفت بلا آمد . چون توكل رفت خذلان آمد . هزل گفتن آفت جدست دروغ گفتن دشمن راست گفتن است . مردم به خوى نيك بزرگ خطر گردد . با سستكارى شرف بزرگوارى نبود . استواركارى حاجت روائيست و سستكارى ناهموارى .