محمد مهدى ملايرى
356
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
هند و عرب و روم در دست است بر آن بيفزايم تا نوخاستگان را ادبآموزى و دانشمندان را براى آنچه در حكمتها و دانشها آموختهاند يادآورى باشد و قصد من از اين كار آن بود كه نفس خويشتن و آنان كه پس از من خواهند بود استقامت بخشم ( به راست دارم ) و قصد دور تر من پاداش و ثواب الهى است كه او مالك همهء خيرات و پاداش دهنده بر نيكيها است و هيچ قدرتى جز به دو نيست . هوشنگ گفت : 1 . آغاز از خداوند است ، و پايان هم به دو است ، و از او است توفيق ، و سپاس مر او راست . « 1 » 2 . آنكه آغاز را شناخت سپاس گزارد . و آنكه پايان را شناخت نيت خالص گرداند و آنكه توفيق يافت فروتنى كند . و آنكه انعام خداوند را شناخت سر به طاعت نهد . « 2 » 3 . برترين چيزى كه در اين جهان به بندگان عطا شده حكمت است . و برترين چيزى كه در آن جهان بديشان داده شده آمرزش است . و برترين چيزى كه در نهاد خودشان به آنان ارزانى گرديده پندگيرى است . و برترين چيزى كه بندگان خواستار آنند عافيت است . و برترين چيزى كه گفته شده كلمهء توحيد است . « 3 » 4 . سرآغاز يقين شناخت خداوند است . 5 . علم با عمل پاى گيرد ، و عمل با سنت ، و سنت راستين پايبند شدن به اعتدال و ميانهروى است . 6 . دين با فروع آن همچون دژى است با پايههاى آن ، كه چون يكى از آنها درهم ريزد پايههاى ديگر نيز يكى پس از ديگرى فرو ريزند .
--> ( 1 ) . اين عبارت در خردنامه نيست . ( 2 ) . و هركه آغاز نعمتها بشناسد سپاسدارى كند ، و هركه عاقبت بشناسد كار به اخلاص كند ، و هركه بداند كه توفيق از كرامت خداى است جلّ و عزّ با خضوع باشد . ( 3 ) . و بداند كه بهترين عطاى ايزد تعالى مر بنده را حكمتست و بهترين عطا مردم را از خويشتن پند پذيرفتن و انصاف دادنست ، و بهترين چيزى كه بنده از خداى تعالى بخواهد عافيت است ، و بهترين چيزى كه بنده بر زبان براند گواهى دادن است به وحدانيت جلّ و عزّ .