محمد مهدى ملايرى
353
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
به جاحظ نسبت داده « 1 » . و از اينجا معلوم مىشود آن نسخهاى كه در دست داشته همان نسخهاى بوده كه جاحظ آن را روايت و يا استنساخ كرده بوده است ؛ وگر نه اگر ماخذ مسكويه اصل كتاب جاودان خرد بوده ، جاحظ در آن دخالتى نمىداشته كه رواياتى از قول او نقل شود . و آنچه اين مطلب را بيشتر تاييد مىكند نام كتاب است زيرا « استطالة الفهم » اگرچه ترجمه مستقيم « جاويدان خرد » نيست ولى بسيار نزديك به اين نام فارسى و متاثر از آن است ، و چنين به نظر مىرسد كه اين نامى است كه جاحظ آن را با الهام از نام فارسى آن براى ترجمه عربى اين كتاب برگزيده ، درست مثل نام « الحكمة الخالدة » كه در عصر حاضر آقاى عبد الرحمن بدوى آن را براى بيان مفهوم « جاويدان خرد » در عربى اختيار كرده است . و مؤيد ديگر اينكه هيچيك از كسانى كه شرح حال و آثار جاحظ را نوشتهاند براى او كتابى به نام « استطالة الفهم » ذكر نكردهاند و به نظر ما علت اين امر آن است كه جاحظ در واقع كتابى به نام استطالة الفهم نداشته بلكه اين عنوان همان ترجمه فارسى كتاب « جاويدان خرد » بوده كه جاحظ آن را روايت و نقل نموده بوده است ، و احتمال اينكه نسخه موبدان موبد فارس اصل فارسى يا پهلوى جاودان خرد بوده نيز وارد نيست زيرا برطبق همين رواياتى كه ضميمه جاودان خرد گرديده اصل اوراق پس از ترجمه به وسيله حسن بن سهل به زوبان مسترد شده و اين بدان معنى است كه در زمان جاحظ هم متن فارسى يا پهلوى اين كتاب وجود نداشته . بنابراين نسخهاى را كه مسكويه نقل كرده ، نسخهاى است كه از « استطالة الفهم » جاحظ گرفته و رواياتى هم كه راجع به پيدايش و كيفيت ترجمه و ساير مطالب مربوط به آن در خاتمه نسخه مسكويه است آنها را هم جاحظ به روايت واقدى بر آن افزوده است ، و به اين ترتيب قدمت متن عربى فعلى دست كم تا زمان جاحظ پيش مىرود و با استناد به روايت جاحظ ترجمه آن به عربى در حدود سال 204 هجرى كه سال ورود مأمون به بغداد است يا
--> ( 1 ) . « و قال ابو عثمان الجاحظ : قال الحسن بن سهل اخوذى الرياستين الفضل بن سهل : فهذا ما تهيأ لنا ترجمة من الاوراق التى اخذناها من كتاب جاودان خرد . . . » ( الحكمة الخالده ، ص 18 ) .