محمد مهدى ملايرى

324

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اين قبيل موارد در تاريخ كم نيست و غرض از ذكر اين دو نمونه بيان اين مطلب است كه اتهام به زندقه را در تاريخ اسلام نبايد در همه جا آن اندازه جدى شمرد كه در صدد تحقيق از كيش و آيين متهم برآمد . دربارهء على بن عبيدة الريحانى كار از اين ساده‌تر است زيرا در عبارت ابن نديم كه ذكرى از اين تهمت هست علت آن را هم مىتوان از همان عبارت دريافت كه گويد او در تصنيفها و تأليفهاى خود به طريقهء حكمت مىرفت . كتاب تربية هرمز بن كسرى انوشروان در ضمن كتب احمد بن ابى طاهر طيفور خراسانى نيز نام چند كتاب ديده مىشود كه به احتمال زياد از منابع ايرانى گرفته شده و از آن ميان كتابى كه به نام « تربية كسرى انوشروان » ذكر شده شايستهء توجه و بررسى است . « 1 » در شرح كتابى كه با عنوان « كتاب عهد كسرى الى ابنه هرمز يوصيه حين اصفاه الملك و جواب هرمز اياه » ذكر شد اجمالا به اين مطلب نيز اشاره شد كه در ادبيات منسوب به دورهء ساسانى در قرنهاى نخستين اسلامى غير از اين كتاب نوشته‌هاى ديگرى هم مربوط به خسرو و پسرش هرمز وجود داشته كه مورد استفاده مورخان دوره‌هاى اسلامى قرار گرفته . در اينجا بايد اضافه كنيم كه از اين نوع نوشته‌ها دست كم سه تا در اختيار فردوسى بوده كه در شاهنامه آثار آنها را مىبينيم . يكى از اين نوشته‌ها پندنامهء خسرو انوشروان است به هرمز كه با اين ابيات شروع مىشود : كنون نامهء شاه نوشيروان * بخوان و نگه كن به روشن روان چنين گفت كاين نامه دل‌پسند * همه حكمت و دانش و راز و پند

--> ( 1 ) . الفهرست ، چاپ تجدد ، ص 163 . فلوگل كلمهء تربية را در نام اين كتاب مرتبة خوانده و نام اين كتاب در چاپ او بدين‌گونه آمده « كتاب مرتبة هرمز بن كسرى انوشروان » ص 146 ، ولى نام صحيح كتاب همان است كه در چاپ تجدد آمده است .