محمد مهدى ملايرى
28
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
عبرتآموزى را كه بر سر زبانها افتاده بوده نقل كرده و گويد : « پدر و جد اينها هم سخنور بودند آنها سخنوران دربار خسروان ( در عربى اكاسره ) بودند و چون به اسارت افتادند و در سرزمين اسلام و در جزيرة العرب از آنها فرزندانى زاده شد چون عرق سخنورى در آنها بود در اين زبان هم همان مقامى را يافتند كه در آن زبان داشتند و اين عرق در اين خاندان همچنان باقى بود تا وقتى كه با بيگانگان با زناشوئى درهم آميختند و اين عرق هم در آنان سستى گرفت و زائل شد . نظير سخنان ستايشآميزى را كه جاحظ دربارهء موسى اسوارى گفته در نوشتههاى ابن جبير كه در قرن ششم هجرى از مغرب اسلامى به مكه معظم مشرف شده بود در وصف دو واعظ خراسانى كه در شبهاى 15 و 16 رمضان در خانهء كعبه به منبر رفته و به دو زبان عربى و فارسى براى عربىزبانان و فارسىزبانان ايراد سخن كردهاند مىتوان يافت . ابن جبير هم از تسلط اين دو واعظ بر زبانهاى عربى و فارسى تا آن حد كه سخن ايشان را در هر دو زبان سحر حلال خوانده شگفتيها كرده و اين را كه آنها پس از پايان وعظ همچنان بر منبر مىماندهاند و هر سؤالى را به سرعت پاسخ مىگفتهاند از عجايب شمرده و گويد : اين روش واعظان مناطق شرقى كه هر سؤالى را جواب مىگويند از عجيبترين عجايبى است كه ديده شده زيرا اين سؤال و جوابها در يك فن و علم نيست بلكه در همه رشتهها است و گاهى هم سؤالها براى عاجز ساختن و خرده گرفتن از آنها طرح مىشد ولى آنها آنچنان سريع و بليغ جواب مىگفتند كه عقلها حيران مىماند . « 1 » آنچه ذكر شد منحصر به واعظان يا عالمان دين يا مؤلفان نبوده بلكه غالب نويسندگان سرشناس و بيشتر دبيران ديوان و وزيران دربار خلافت در قرنهاى نخستين اسلامى نيز از همين گروه يعنى از فارسىزبانان عربىنويس بودهاند . در گذشته به اين مطلب اشاره شد كه پس از آنكه حكومت خلفا جاى دولت ساسانى را در ايران گرفت ديوان خراج و به تبع آن ديگر دستگاههاى مالى اين
--> ( 1 ) . رحله ابن خبير ، چاپ بيروت دار صادر ، ص 159 .