محمد مهدى ملايرى

265

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اطلاق مىشده كه متضمن مطالبى در همين زمينه‌هاى اخلاقى و تربيتى بوده و هدف از آنها هم تصفيه روح و تزكيه نفس و حسن‌رفتار و كردار و آگاهى از آيين سخن‌گويى و مردم‌دارى و راه و رسم معاشرت و به‌خصوص معاشرت با بزرگان و پادشاهان بوده . و اگر بخواهيم تعريفى جامع‌تر براى آن به دست آوريم بايد بگوييم ادب در آن دوران بر آن نوع مطالب و سخنانى گفته مىشده كه در بعضى كتابهاى ابن مقفع و به‌خصوص در كتاب « الاداب الكبير » و كتاب « الادب الصغير » او بيان شده ، زيرا از آنجا كه اين كتابها مصداق اكمل براى مفهوم ادب بوده‌اند لفظ « الاداب » يا « الادب » براى آنها به منزله اسم خاص گرديده و غالبا در كتب و مآخذ عربى آنها را به نام آداب ابن مقفع ذكر كرده‌اند . در زبان عربى قبل از كتابهاى ابن مقفع كتاب يا رساله‌اى كه به نام يا عنوان « ادب » خوانده شده باشد موجود نيست ، بنابراين تحقيق دربارهء مفهوم كلمهء ادب در آن دوران بايد از همين زمان و با همين كتابها شروع شود . نخستين نكته‌اى كه در اين بررسى به چشم مىخورد اين است كه دو كتاب ابن مقفع كه در زبان عربى براى اولين‌بار با نام ادب و آداب معروف شدند هيچ كدام از آثار عربى خالص و از نوشته‌هاى خود ابن مقفع نيستند ، بلكه هر دو از آثار ايرانى و از ترجمه‌هاى او و هر دو از همان نوع آثار و نوشته‌هايى هستند كه ضمن تعريف از ادبيات اخلاقى ساسانى از آنها گفت‌وگو كرديم . ما دربارهء اين دو كتاب و اين‌كه آيا آنها ترجمه‌هايى از كتابهايى با همين هيأت و صورت بوده‌اند و يا اينكه مجموعه‌هايى بوده‌اند كه ابن مقفع از اندرزنامه‌ها و كتب تعليمى و اخلاقى متعدد ساسانى ترجمه و تدوين كرده است در فرصت ديگرى سخن خواهيم گفت ، در اينجا فقط بايد به اين مطلب توجه كنيم كه استعمال يا لااقل انتشار كلمه ادب در زبان عربى با ترجمهء آثار اخلاقى و تعليمى دوران ساسانى به زبان عربى مقارن است . از مطالعه منابع ادبى عربى هم‌چنين مستفاد مىشود كه كلمه ادب و آداب در اين دوره‌هايى كه ما از آن گفت‌وگو مىكنيم اگر هم به‌طور حصر دربارهء آثار