محمد مهدى ملايرى
233
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بودم نه در جاهاى ديگر . و گفت : « چون درصدد برآمدم تا كار رعيت را خود رسيدگى كنم ، و ستمى را كه بر آنها مىرود و رنجى را كه بدانها از سنگينى خراج مىرسد رفع نمايم ( زيرا در اين كار هم پاداش آخرت است ، و هم زينت كشور ، و هم بىنيازى رعيت ، و هم قدرت والى است بر اينكه خراجى را كه برعهدهء آنها است در وقت احتياج وصول كند . و برخى از پدران ما نيز بر اين راى بودهاند كه برداشتن خراج از رعيت به مدت يك يا دو سال و گاهى كم كردن مقدار آن ايشان را در آبادى زمينهاشان توانا خواهد ساخت ) . كارداران دولت و خراجگزاران را گردآوردم ، درهم ريختگى و نابسامانى كار آنها را بهصورتى يافتم كه هيچ چارهاى جز آن نديدم كه آن را تعديل كنم و خراج را بر هر شهرستان و بلوك « 1 » و روستا و دهكده و مردى بهطور مقطوع قرار دهم « 2 » [ پس ]
--> ( 1 ) . بلوك را بهجاى « كوره » كه در متن عربى آمده بهكار برديم . كوره شكل عربى خوره است كه در ايران ساسانى بر بخشى از استان گفته مىشده چنان كه سرزمين فارس را به پنج خوره قسمت كرده بودند : 1 - خورهء اردشير ، 2 - خورهء استخر ، 3 - خورهء دارا بجرد ، 4 - خورهء شاپور ، 5 - خورهء قباد . و ظاهرا خوره را بعد از اسم مىآورده و اردشير خوره و شاپور خوره . . . . الخ مىگفتهاند ( فارسنامهء ابن البلخى ص 121 ) . حمزهء اصفهانى به نقل ياقوت در تعريف كوره چنين گويد : « كوره نام فارسى محض است كه بر بخشى از استان گفته مىشود ولى عرب آن را به عاريت گرفته و بهجاى استان بهكار برده چنان كه اقليم را از يونانيها گرفته و بهجاى كشور استعمال كرده ، بنابراين كوره و استان يكى است . ياقوت پس از نقل گفتهء حمزهء اصفهانى در اين مورد گويد : « كوره منطقهاى است كه داراى چندين ده باشد ، و همه به نام شهر يا شهرك يا رودخانهاى كه در آن منطقه است باز خوانده شوند » . ( معجم البلدان ج 1 ، ص 36 چاپ بيروت 1959 ) و اين معنى همان است كه امروز از « بلوك » خواسته مىشود . ( 2 ) . اشاره است بهكار بزرگى كه دربارهء اصلاح وضع ماليات به دست اين شاه انجام گرفته است . اين كار در زمان پدرش قباد آغاز شده بود و او آن را به انجام رسانيد ؛ زمينها را از نو مساحت نمودند و روش مالياتى قديم را كه بر اساس تقسيم محصول بود و دشواريهاى فراوان براى دهقانان و كشاورزان بهوجود مىآورد برهم زدند ، و بر زمينها و انواع محصولات ماليات -