محمد مهدى ملايرى

217

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

عهدى خجسته مىدانسته‌اند و همين خود براى آنان مايهء خرسندى بوده . و به اين علتها است كه پس از مرگ انوشروان عصر او در تاريخ همچون عصر طلائى ايران شمرده مىشده و نام خسرو را هم جز با كلمهء « انوشه‌روان » كه به منزلهء « جاويدروان » يا « شادروان » است نمىبرده‌اند ، و كم‌كم اين صف كه در اصل براى دعاى خير به‌كار برده مىشده مانند اسم او معروف و بلكه معروفتر از اسم او گرديده ، و همين هم سبب بوده كه گفته‌ها و نوشته‌هايش يا آنچه را كه به نام او خوانده يا از زبان او روايت مىشده همچون يادگارى گرانبها و يادآورندهء دوران رفاه و آسايش مردم ، آسايشى توأم با سربلندى و گردن‌فرازى ، در كتابها و مجموعه‌ها گردآورند ؛ و از اينجا است كه در ادبيات پهلوى كتابها و رساله‌هاى متعددى به نام او به وجود آمده و آنچه هم از اين كتابها در دوران اسلامى به عربى ترجمه شده در بين طبقهء دبيران و مستوفيان شهرت فراوان يافته است ، و ما در اينجا نام چند كتاب و رساله را كه بدانها برخورده‌ايم ذكر مىكنيم . در فهرستى كه ابن نديم از كتابهاى ادبى و اخلاقى ذكر كرده چهار كتاب ديده مىشود كه چند تا از آنها به احتمال قوى از انوشروان است . كتابهائى كه ابن نديم ذكر كرده از اين قرار است : الف - « كتاب عهد كسرى الى ابنه هرمز يوصيه حين اصفاه الملك و جواب هرمز اياه » و آن كتابى بوده است شامل يك نامه از خسرو به پسرش هرمز مشتمل بر راهنمائيها و دستور كشوردارى و پند و اندرز ، و يك نامه از هرمز در پاسخ آن . ب - « كتاب عهد كسرى الى من ادرك التعليم من بيته » كه كتاب يا نامه‌اى بوده از خسرو شامل تعليمات تربيتى و اخلاقى كه ظاهرا شاهزادگان چون به سن درس خواندن مىرسيده‌اند آن را مىخوانده‌اند . ج - « كتاب عهد كسرى الى ابنه الذى يسمى عين البلاغة » كتابى بوده است در نصيحت خسرو به پسرش ، و چون بسيار بليغ و شيوا بوده آن را سرچشمهء بلاغت خوانده‌اند .