محمد مهدى ملايرى
214
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
داستانها نقل شده و از آن جمله حكاياتى كه در شاهنامهء ثعالبى فردوسى آمده است ديد . « 1 » 3 . كتابى كه دربارهء اصول و رسوم و آداب دربارى و قواعدى كه در مجالس پادشاهان چه در مجالس خصوصى و چه در مجالس رسمى ايشان واجب رعايه بوده و وظيفهاى كه هريك از درباريان نسبت به شاه و شاه نسبت به آنان داشته است موجود بوده . يعنى از نوع همان كتابى كه مورد استفادهء مؤلف « كتاب التاج فى اخلاق الملوك » بوده ؛ و چون اين موضوع در همان مقالهاى كه ذكر شد « كتاب التاج للجاحظ و علاقته بكتب تاجنامه فى الادب الفارسى ساسانى » شرح داده شده در اينجا تكرار مطلب نمىكنم . « 2 » 4 . همين كتاب « التاج فى سيرة انوشروان » كه در همين گفتار مورد بحث و گفتگوى ما است . پس از بيان اين مقدمات كه براى روشن شدن زمينهء گفتوگو دربارهء « كتاب التاج فى سيرة انوشروان » لازم مىنمود اينك بپردازيم به تنظيم بيان اطلاعاتى كه از منابع مختلف ادبى و تاريخى دربارهء اين كتاب بهدست مىآيد . 1 . در اوائل قرن دوماسلامى ابن مقفع نويسنده و مترجم زبردست كتابى را از نوع تاجنامهها از زبان پهلوى به عربى ترجمه كرده است كه در عربى نام « التاج فى سيرة انوشروان » « 3 » يا « سيرة انوشروان » خوانده شده . و شامل سرگذشت و شرححال و كارهاى انوشروان بوده است . بهطور تحقيق نمىدانيم كه اين كتاب در زبان پهلوى غير از عنوان عام تاجنامگ به چه نام خوانده مىشده شايد آن را
--> - سوى ناسزايان شود تاج و تخت * تبه گردد اين خسروانى درخت نماند بزرگى به فرزند ما * نه بر دوده و خويش و پيوند ما همه دوستان ويژه دشمن شوند * برين دوده بدگوى و بد تن شوند نهان آشكارا بكرد اين بهى * كه بىبر شود تخت شاهنشهى ( 1 ) . نگاه كنيد به عيون الاخبار ج 1 ، ص 151 - 153 . ( 2 ) . نگاه كنيد به شماره 1 سال 1 همين مجله ، ص 29 - 67 . ( 3 ) . الفهرست ص 118 .