محمد مهدى ملايرى

207

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نظريه‌ها به آن تاجنامه‌اى كه ابن قتيبه در عيون الاخبار از آن مطالبى نقل كرده و آن هم به‌طورى كه از نمونه‌هاى آن پيداست با هيچ يك از كتابهائى كه به نام « التاج » در « الفهرست » ذكر شده يكى نيست توجهى نشده است . در اينجا شايد لازم باشد كه براى تكميل اين بحث احتمال ديگرى را هم كه كراتشووسكى در نامه‌اى كه ذكر آن گذشت دربارهء تاجنامهء ساسانى بيان داشته ياد كنيم . كراتشووسكى در همان نامه دربارهء تاجنامه‌اى كه ابن قتيبه از آن مطالبى نقل كرده « 1 » مىنويسد شايد اين كتاب همان كتابى باشد كه مسعودى آن را در كتاب التنبيه و الاشراف وصف كرده . اين كتابى كه كراتشووسكى بدان اشاره مىكند يكى از كتابهاى بسيار مهم و معتبر عصر ساسانى بوده كه علاوه بر مطالب و موضوعات آن از آن جهت كه دارى تصوير رنگى از همهء پادشاهان ساسانى و از جملهء كتابهاى كتابخانهء شاهى بوده است نيز اهميت فراوان داشته و چون تنها توصيفى كه از آن ديده شده همان است كه مسعودى ذكر كرده و وصف آن هم تا اندازه‌اى دقيق و روشن است از اين جهت ما براى معرفى بيشتر اين كتاب ترجمهء آن را در اينجا مىآوريم . مسعودى گويد : « در شهر استخر از سرزمين ايران در سال 303 در يكى از خانواده‌هاى اشرافى ايران ، كتابى عظيم ديدم شامل بسيارى از دانش ايرانيان و اخبار پادشاهان و بناها و سياستهاى ايشان ، كه در هيچ يك از كتابهاى آنان مانند خداينامه و آيين‌نامه و گاهنامه و جز اينها نديده بودم . در اين كتاب بيست و هفت تن از پادشاهان خاندان ساسانى ايران تصوير شده بود كه از آنها بيست و پنج تن مرد و دو تن زن بودند ، و صورت هريك در روزى كه بدرود زندگى گفته بود چه پير و چه جوان با زينت و تاج و جاى ريش و عارض صورتش نگاشته شده ، و [ نوشته بود ] كه چهارصد و سى و سه سال و يك ماه و هفت روز بر جهان فرمانروائى كردند ، و كه هر وقت شاهى از آنان بدرود زندگى مىگفت تصويرى از او به همان هيأت مىكشيدند و آن را در گنجينه‌ها مىنهادند تا زندگان را صف

--> ( 1 ) . به مقدمهء « التاج فى اخلاق الملوك » ص 68 .