محمد مهدى ملايرى
17
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
او را امير يمامه مىخواندند و پس از خلعتى كه خسرو پرويز به او داده بود به لقب ذو التاج خوانده مىشد . « 1 » سرپرستى باديهنشينان سرزمينهاى جنوبى خليج فارس را كه از مشرق الربع الخالى تا سواحل عمان همه را بحرين مىخواندند چنان كه گذشت با منذر بن ساوى بود كه از سوى ايران يا به وسيلهء مرزبان ايرانى بحرين به اين سمت منصوب شده بود « 2 » حفظ راههائى كه از بندر ابله - مهمترين بندر ايران در دهانهء خليج فارس - به سمت غرب و سرزمينهاى عربى مىگذشت و در محل بصره كنونى چند رشته مىشد و همچنين حفظ امنيت سرزمينهاى مرزى ايران را در غرب رود فرات و حاشيهء صحرا كه در عربى آن را طف مىخواندند يكى از روساى قبائل اين منطقه به نام قيس بن صعود شيبانى عهدهدار بود كه در حاشيه صحرا در فاصله شش ميلى غرب پادگان ايرانى بهشت آباد كه از سوى سپاهيان ايران نگاهبانى مىشد او هم محل ديدهبانى و پايگاهى به همين منظور دائر كرده بود كه به منجشانيه معروف بود « 3 » پدر صهيت صحابى معروف نيز ظاهرا مدتى همين وظيفه را عهدهدار بوده . اينان هركدام در برابر خدمتى كه در قلمرو خود عهدهدار بودند يا مقررى ساليانه و يا به مناسبتهاى مختلف پاداشهاى گاهبهگاه دريافت مىكردند . مقررى پادشاهان حيره از ابو ابجمعى شهر فيروز شاپور كه مركز انبارهاى آذوقه و جنگ افزار دولت ساسانى در غرب ايران بود ، و به همين سبب هم به انبار معروف گرديده و در كتابهاى عربى هم به نام « الانبار » ذكر شده ، پرداخت مىگرديد و روساى قبايلى كه عهدهدار امنيت حاشيهء مرزى صحرا در غرب فرات بودند مانند قيس بن مسعود شيبانى و پدر صهيت از درآمدهاى بندر ابله بزرگترين بندر بازرگانى و پايگاه دريائى ايران در دهانهء خليج فارس و كناره اروند رود كه در
--> ( 1 ) . الاغانى بولاق ، ج 16 ، ص 78 و طبرى جلد 1 ، ص 984 - 985 . ( 2 ) . فتوح البلدان ، ص 95 . ( 3 ) . ياقوت 4 / 658 منجشان نام مباشرى بوده كه اين محل را براى قيس بن مسعود ساخته بود .