محمد مهدى ملايرى

142

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

5 - كتاب المدخل . 6 - كتاب التشبيه و التمثيل . 7 - كتاب المنتحل من اقاويل المنجمين فى الاخبار و المسائل و المواليد و غيرها . « 1 » از اينكه ابن نديم پس از ذكر كتابهاى ابو سهل گويد كه اعتماد وى در علمش بر كتب ايرانيان است و چنان كه گذشت بيشتر خاندان نوبختى را هم از مترجمين فارسى دانسته چنين برمىآيد كه اين كتابها كه به نام ابو سهل ذكر شده يا به شكل ترجمه يا به‌صورت اقتباس از مآخذ ايرانى گرفته شده‌اند . و آنچه اين نظر را تأييد مىكند آن است كه در برخى از اين كتابها نام فارسى كتاب هم ( هر چند تحريف شده ) با ترجمه عربى آن باهم ياد شده است . كلمه‌اى كه در اين صورت در نام نخستين كتاب به شكل النهمطان يا اليهبطان آمده به احتمال قوى تحريفى از نام فارسى همين كتاب است كه به سبب تعريب و تغيير زياد پى بردن به اصل آن دشوار گرديده و شايد بتوان بدون ترديد گفت كه اين اسم كلمه‌اى بوده است هم معنى كلمهء عربى مواليد كه ابن النديم آن را در تفسير اليهبطان ذكر كرده است . « 2 » نام ابن ابو سهل در الفهرست فضل بن ابى سهل ذكر شده و قفطى نيز وى را به همين اسم فضل بن ابى سهل ياد كرده فضل اسم پسر ابو سهل است و مرحوم عباس اقبال را عقيده بر آن است كه آنچه باعث اشتباه ابن نديم و قفطى شده و نام پسر را به‌جاى پدر ذكر كرده‌اند اين است كه ابو سهل اسم عربى اسلامى نداشته و فقط با كنيهء ابو سهل كه منصور وى را بدان ناميده بود معروف بوده . ابو العباس نجاشى در كتاب خود كه به نام « رجال نجاشى » معروف شده وى را با ترديد به نام طيمارث ذكر كرده است . اين كلمه بدون شك تحريفى است از قسمتى از نام فارسى او كه قبلا ذكر شد . « 3 »

--> ( 1 ) . اين صورت را در كتاب الفهرست ، ص 274 و نيز در قفطى ، ص 255 خواهيد يافت . ( 2 ) . مرحوم عباس اقبال احتمال داده كه اين كلمه « اليهبطان » و الف و نون آخر آن علامت جمع فارسى باشد . ( 3 ) . عباس اقبال ، خاندان نوبختى ، ص 11 - 14 .