محمد مهدى ملايرى

138

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

خاندان نوبختى خاندان نوبختى كه ابن نديم بيشتر آنها را از مترجمان زبان مترجمان زبان فارسى به عربى خوانده است به نوبخت منجم و دانشمند معروف علم فلك در قرن دوم هجرى منسوب مىگردند . نوبخت از جمله منجمانى بود كه در عصر منصور شهرتى بسزا داشت و در سال 144 هجرى « 1 » در تعيين محل و ترسيم نقشه شهر بغداد شركت نمود . اين نام در كتب عربى به‌صورت « نوبخت » و « نيبخت » هر دو آمده همچنان كه كلمه « نورز » هم به هر دو صورت « نوروز » و « نيروز » آمده است . خاندان نوبختى خود را از دودمان گيو پسر گودرز ، پهلوان معروف ايرانى كه نام و داستانهاى وى در شاهنامه ذكر شده است مىدانسته‌اند . بحترى شاعر معروف عرب نسبت آنها را در دو قصيده كه در ستايش دو تن از افراد اين خاندان سروده است به همين گونه ذكر كرده . دو بيت زير از قصيده‌اى است كه در ستايش ابو الفضل يعقوب بن ابى يعقوب اسحق نوبختى گفته : تمضى صريمته و توقظ رأيه * عزمات جودرز و سورة بيب . شرف تتابع كابرا عن كابر * كالرمح انبوبا على انبوب در مصرع دوم از بيت اول جودرز معرب گودرز و بيب معرّب گيو است . منصور خليفه عباسى اهتمامى فراوان به علم نجوم و علم احكام نجوم داشت ، بلكه چنان كه مسعودى گفته است وى نخستين خليفه‌اى بود كه منجمان را به خود نزديك ساخت ، و نخستين خليفه‌اى بود كه كتابهايى از زبانهاى ديگر براى وى به زبان عربى ترجمه شد . « 2 » و به‌سبب همين اهتمام وى نوبخت را به بغداد خواند و او را به خدمت خود درآورد ، و از اين تاريخ نوبخت و پس از او پسرش ابو سهل در زمره منجمان خاص منصور درآمدند . از كتابهاى نجومى كه

--> - مسيحى شدند ، ولى هر دوى آنها به ثنويت ايمان داشتند . و عقايد آنها در موارد بسيار شبيه عقايد مانى بود و همين سبب شده كه آنها را از پيش‌گامان دين مانى بشمارند . ( 1 ) . رجوع شود به الآثار الباقيه ص 270 ، و الاعلاق النفيسه نوشته ابن رسته ص 241 ، و يعقوبى ص 238 ، و تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 67 و ابن اثير ، ج 5 ، ص 436 . ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 4 ، ص 241 .