محمد مهدى ملايرى

120

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

با سابقه بود بلكه شيوع و رواج كامل داشت . و هيچ شكى نيست كه عبد الحميد همان‌طور كه ابو هلال عسكرى گفته است از رسائل فارسى سرمشق گرفته و آنچه در زبان عربى به‌وجود آورده ، از لحاظ هنر و شيوه نگارش نمودار آثارى است كه از دورهء ساسانى در دست داشته و شايد بسيارى از آنها را هم خود وى به عربى ترجمه كرده باشد . و با اين ترتيب مسلم است كه هرقدر تحقيقات ما دربارهء عبد الحميد و هنر وى پيشتر رود ، و مطالعات تطبيقى دربارهء آثار بازماندهء وى گسترش يابد ، و معلومات ما دربارهء نثر فنى عربى و تحولات آن بيشتر گردد ، از خلال آن به معلومات گرانبهاترى دربارهء فن نويسندگى در دورهء ساسانى و آيين بلاغت و سخن‌پردازى آن عهد و به نمونه‌هاى ذى قيمتى از ترجمه‌هاى رسائل و نامه‌هاى ادبى آن عصر دست خواهيم يافت . تحقيق در برخى مؤسسات يا سازمانهايى هم كه براى نخستين بار در دورهء اول عصر عباسى به‌وجود آمده و قبل از آن در عالم عرب سابقه نداشته نيز ممكن است در اين زمينه ، يعنى پىجويى آثار فرهنگى دورهء ساسانى ، نتايج ارزنده‌اى داشته باشد ؛ مانند اهميتى كه مثلا تحقيق دربارهء نخستين بيمارستانى كه در زمان هارون الرشيد در بغداد تأسيس گرديد براى كسب اطلاعات دقيقتر و وسيعتر دربارهء مدرسه و بيمارستان جندى شاپور در دورهء ساسانيان دارد . البته اين مثال زياد با مسأله ادبيات كه موضوع ما است ارتباط ندارد ولى با موضوع كلى علوم و فرهنگ دورهء ساسانى كمال ارتباط را دارد . چنان كه مىدانيم نخستين بيمارستانى كه در اسلام براى درمان بيماران تأسيس شد و سرمشق بيمارستان‌هاى اسلامى گرديد ، همين بيمارستانى بود كه در زمان هارون الرشيد در بغداد به‌وجود آمد . اين بيمارستان به‌وسيلهء يكى از پزشكان بيمارستان جندىشاپور و به تقليد از همان بيمارستان تأسيس يافت . روش كار هم در آنجا همان بود كه در بيمارستان جندىشاپور بود . آموزشگاه و بيمارستان جندى شاپور كه سارتن در كتاب نفيس خود به‌عنوان « مقدمه بر تاريخ علم » آن را به نام دانشگاه خوانده است هم در دورهء ساسانى و هم پس از آن