محمد مهدى ملايرى
114
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
هيربدان هيربد كه در روايت ( التاج ) ذكر شدهاند به كلمهء ( قاضى ) مبدل گرديده و بدين ترتيب بهصورت يك اثر اسلامى تمام عيار درآمده است . « 1 » نظير همين مطلب حكايتى است كه در نصيحة الملوك غزالى و عقد العلى و تاريخ ابن عساكر نقل شده است . غزالى در نصيحة الملوك حكايتى از انوشروان و طرز داورى او بين دو نفر فروشنده و خريدار زمينى كه در آنجا گنجى پيدا شده بود نقل كرده كه در كتاب عقد العلى نيز بههمان مضمون نقل شده . ولى در كتاب تاريخ ابن عساكر كه خيلى پس از نصيحة الملوك غزالى تأليف شده نام انوشروان به ذى القرنين تبديل شده و محل وقوع حكايت هم « بعض المدائن » ذكر گرديده است . و نظاير اين امر در كتبى كه معمولا در حكايات و نوادر و قصص و مواعظ اخلاقى تأليف شده و اسامى پادشاهان يا حكماى ايرانى كه به مناسبتى از آنها حكايت يا سخنان حكمتآميز نقل شده به ( بعض الملوك ) يا ( بعض الحكما ) يعنى يكى از پادشاهان يا يكى از حكما تبديل گرديده فراوان است ، و شايد يكى از علل عمده اين امر هم اين است كه غالب مؤلفان چنين كتابهايى به خود مطالب و حكايات بيشتر از مآخذ و اصل آنها اهميت مىدادهاند . بدين ترتيب بود كه آثار ادبى ايران پس از ترجمه به عربى رفتهرفته رنگ و روى اصلى خود را از دست داد و با آثار عربى درهم آميخت ، و به مرور زمان شكل عربى و اسلامى به خود گرفت ، و به تدريج به خورد زبان و ادبيات عربى رفت و در آن حل گرديد و جز مقدارى خيلى كم اثرى از اصل آنها باقى نماند . مراحلى كه ذكر شد البته به ترتيب زمانى نيست و ضرورتى هم ندارد كه حتما آنها را از اين لحاظ در راستاى هم قرار دهيم . آنچه ذكر شد نمونههايى است از تغييرات و تحولاتى كه آثار ادبى دورهء ساسانى پس از ترجمه به عربى تا وقتى كه به خورد ادبيات عربى رفته به خود ديده ، و به هيچوجه محدود به زمان يا مكان معينى نيست ، و شايد با تحقيق بيشتر بتوان در هر دورهاى نظاير متعددى
--> ( 1 ) . ن . ك : صفحه 161 و 162 كتاب « التاج فى اخلاق الملوك » و ص 39 - 40 كتاب « محاسن الملوك » .