محمد مهدى ملايرى

110

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نمود اين بود كه به‌صورت آثار مستقلى به عربى ترجمه شد و به همان صورت يعنى به صورت كتب و مؤلفات مستقل عرضه گرديد . اين ترجمه‌ها تا چند قرن بعد هم‌همچنان به‌صورت مستقل در زبان عربى وجود داشته و مورد استفاده دبيران و نويسندگان عربى زبان بوده‌اند . از اين ترجمه‌ها آثار بسيار كمى به همان صورت اصلى يعنى به‌صورت كتاب مستقل تا امروز باقى مانده كه از آن جمله بايد كتاب كليله و دمنه و كتاب الاداب الكبير و كتاب الادب الصغير را كه هر سه به وسيلهء ابن مقفع به عربى ترجمه شده است نام برد . برخى از اين كتابها پس از ترجمه به عربى يا در حين ترجمه به وسيلهء يك يا چند تن از مترجمان يا مؤلفان به‌صورت تهذيب يا تلخيص يا اقتباس مورد تصرف قرار گرفتند ، و بدين ترتيب در اصول اصلى آنها تغييرى روى داد و در نتيجه نسخه‌هاى متعددى از آنها به وجود آمد كه باهم اختلاف‌هائى هم داشتند . نمونهء بارز اين دسته از كتابها ، كتاب خداىنامه يعنى تاريخ بزرگ ايران در دورهء ساسانى است كه مأخذ اصلى يا اصل كتاب شاهنامه فردوسى بوده . از اين كتاب كه ترجمهء عربى آن به نامهائى از قبيل ( سير الملوك ) يا ( سير ملوك الفرس ) و مانند اينها ناميده شده ، تا زمان حمزه اصفهانى در قرن چهارم هجرى ، در نتيجهء همين‌گونه تصرفها هفت نسخهء مختلف به همين نام سير الملوك وجود داشته كه در تأليف كتاب ( سنى ملوك الارض و الانبياء ) مورد استفاده وى قرار گرفته است . ظاهرا اين‌گونه تصرف در ترجمه به‌صورت تهذيب و تلخيص يا اقتباس بيشتر در كتابهاى مفصل صورت گرفته كه ترجمهء همهء آنها با تمام تفاصيل آن مورد علاقه همهء مترجمان نبوده ، و شايد آيين‌نامه بزرگ هم كه مسعودى از آن ياد كرده و گفته است كه در هزاران برگ است و نسخهء كامل آن را جز در نزد موبدان نمىتوان يافت « 1 » همين سرنوشت را داشته است . از اين‌گونه ترجمه‌ها كه نمايندهء مرحلهء ديگرى از تحولات آثار ايرانى پس از ترجمه به عربى است نمونه‌هاى كاملى در دست نداريم زيرا با تأليف تاريخ‌هاى عربى مستقل مطالب

--> ( 1 ) . التنبيه و الاشراف - ص 104 .