محمد مهدى ملايرى

108

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

در تواريخ اسلامى ديده مىشود . « 1 » بنابراين بغداد از قديم يكى از مراكز اجتماعات و آداب و رسوم و فرهنگ ايرانى بود . و وقتى كه در زمان عباسيان مركز خلافت اسلامى گرديد نه تنها اين خاصيت خود را از دست نداد بلكه به همان‌گونه كه مصالح ساختمانى قصور آن از كاخهاى شاهى تيسفون تأمين مىگرديد ، قسمت عمده‌اى از جمعيت اين شهر را هم ساكنان قديم تيسفون تشكيل مىدادند كه براى كار و شغل يا استفاده از مزاياى اين مركز جديد ، كه در همسايگى شهرى كه رو به ويرانى نهاده بود ، قد مىافراشت به آنجا منتقل مىشدند . و در بين آنها بايد صنعتگران و پيشه‌وران و هنرمندان را هم كه در زندگى عمومى مردم اثر عظيم داشتند به حساب آورد . و طبيعى است كه اين مردم آداب و رسوم و زبان و سنّتهاى ديرين خود را هم با خود به محل جديد منتقل مىساختند . در چنين محيط و در حمايت وزراى ايرانى و نويسندگان و مؤلفان و مترجمانى كه غالبا يا ايرانى و يا تربيت شده دست آنان بودند ادبيات جديد زبان عربى - كه در واقع تركيبى بود از ادب و فرهنگ هر دو ملت - تكوين يافت . ديگر اينكه زبان عربى همان خاصيتى را كه در هضم و تحليل كلمات خارجى دارد ، يعنى اين‌كه آن كلمات را به‌طورى تغيير شكل مىدهد و به ريخت و قالب زبان عربى درمىآورد كه تشخيص اصل آنها نه تنها براى خواننده عادى بلكه گاه حتى براى علماى لغت و متخصصان امر هم دشوار است ، در هضم و تحليل آثار ادبى و فرهنگى خارجى نيز كه به اين زبان درآمده‌اند همان خاصيت را داشته است ، زيرا بيشتر آثار خارجى به‌خصوص در زمينه ادب و هنر ، كه به زبان عربى ترجمه و در مؤلفات عربى گنجانده شده‌اند ، به‌صورتى عرضه گشته‌اند كه همچون يك اثر اصيل عربى جلوه مىكنند و بدين‌گونه تحريفى در آن‌ها صورت گرفته كه بدون تحقيق و پژوهش و پىجوئيهاى مفصل تاريخى اصول يا

--> ( 1 ) . براى اطلاع بيشتر در اين موضوع رجوع كنيد به : « دليل خارطة بغداد قديما و حديثا » تأليف دكتر مصطفى جواد و دكتر احمد سوسه ، بغداد 1958 ( فصل اول و دوم ) .