محمد مهدى ملايرى

98

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

از اين در همين كتاب توضيحات بيشترى خواهد آمد ، آنچه در اين‌جا درخور ذكر مىنمايد سرسختى عمر در حفظ آن نظامها پس از شناخت آنها و جلوگيرى از تقسيم اراضى سواد است كه درآمدهاى خراجى آنجا را در همان وضعى كه داشت و بهترين وضع آن بود مايه‌اى براى دولت نوبنياد اسلامى و مانعى براى تفرقه مسلمانان مىدانست ، و به همين‌سبب هم بود كه با همهء قول و قرارهائى كه با قبيله بجيله داشت و آنها هم مقدارى از اراضى آنجا را تصرف كرده و چنان كه نوشته‌اند مدت سه سال هم آنجا را همچنان در تصرف داشتند سرانجام آنها را هم با جلب رضايتشان وادار به ترك آن اراضى كرد . خليفه براى اين‌كه رضايت آنها را جلب كند مبلغى كه مقدار آن را بين 80 تا 400 دينار طلا نوشته‌اند به آنها پرداخت « 1 » ولى باز هم يكى از زنان همان قبيله به نام امّ كرز ، كه پدرش مرده بود و او خود را وارث حق پدر در اراضى سواد مىدانست اين قرار كلى را نپذيرفت و تا وقتىكه او هم آن مقدار كه حق خود مىپنداشت دريافت نكرد حاضر به واگذارى حق خود نگشت . نوشته‌اند حقى كه او مىخواست اين بود كه او را بر شتر نژادهء گرانبهائى با پوششى از قطيفهء سرخ سوار كنند و دو مشت او را هم از طلا پر كنند و اين همه را در مقابل حقش به او بدهند . عمر هم آن را پذيرفت و چنان كرد كه او خواسته بود بدين‌سان آخرين اثرى هم كه از تقسيم اراضى آنجا باقى مانده بود از ميان رفت « 2 » و امر سواد به همانگونه كه بود با همان نظام ديوانى و مالى بىآنكه در اصول آن دخل و تصرفى درخور ذكر به عمل آيد ادامه يافت .

--> ( 1 ) . فتوح البلدان ، ص 328 . ( 2 ) . فتوح البلدان ، ص 328 .