محمد مهدى ملايرى

89

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

قدما دائر بر معرّب بودن اين كلمه و اصل و تبار آن آمده ذكرى نرفته است . عراق در نوشته‌هاى محققان معاصر در دوران معاصر هم از آنجا كه محققانى كه در تاريخ و جغرافياى اين منطقه تحقيق و تتبعى كرده‌اند در بيان معنى عراق و در جستجوى اصل آن همين منطقهء عراق امروز را در نظر داشته و سعى كرده‌اند كه معنى و اصلى متناسب با اين سرزمين براى آن پيشنهاد نمايند از اين رو در نوشته‌هاى ايشان هم ، البته به نسبتى خيلى كمتر ، همين سايهء ابهام و شك و ترديد را مىتوان يافت . لوسترانج در اين‌باره چنين نوشته است : « معنى عراق خور يا ساحل است ، و اما اين‌كه در زمانهاى قديم استعمال اين نام به چه صورت بوده امرى است كه آن را شك و ترديد فراگرفته ، شايد اين كلمه نمودارى از نامى قديمىتر باشد كه امروز ناشناخته است ، يا اين‌كه در اصل مراد از اين كلمه چيز ديگرى غير از اين معنى بوده است . تا زيان زمين‌هاى هموار رسوبى ( بخش جنوبى عراق كنونى ) را ارض السواد مىخواندند و مدلول كلمهء السواد به تدريج گسترش يافت تا جائى كه سواد و عراق غالبا دو لفظ مترادف شدند و مراد از آن تمام اقليم بابل گرديد . « 1 » هرتسفلد باستان‌شناس معروف را هم در اين‌باره نظرى است كه بدين‌گونه خلاصه مىشود : « عراق معرّب ايراگ فارسى است . و ايراگ به معنى سرزمين پست يا جنوبى است . و در دورهء ساسانى قسمت جنوبى عراق را از حد واسط تا خليج فارس به نام ايراگ مىخوانده‌اند . » به عقيدهء وى اين‌كه در مفاتيح العلوم خوارزمى و تاريخ حمزهء اصفهانى نوشته شده كه عراق معرب ايران است اشتباه است و در گفتهء آن دو به جاى كلمهء ايران بايد كلمهء ايراگ گذاشته شود ، و علت اين‌كه آنان عراق را معرب ايران نوشته‌اند اين بوده است كه آن دو معنى ايراگ را نمىدانسته‌اند . و با كلمهء ايران آشنائى داشته‌اند از اين‌رو كلمهء « ايراگ » را به ايران تبديل كرده‌اند و در تبديل ايراگ به عراق همزه به عين تبديل شده و تبديل

--> ( 1 ) . بلدان الخلافة الشرقية ، ص 41 .