محمد مهدى ملايرى

82

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

هم طول سواد را به نقل از ابو عبيده يك صد و شصت فرسخ و طول عراق را به نقل از هموسى و پنج فرسخ و به تعبير خودش 45 فرسخ كمتر از سواد نوشته « 1 » و در جاى ديگر از همين كتاب در تعريف حدود عراق براى عراق هم همان حدودى را ذكر كرده كه براى سواد در اين‌جا آورده نه كمتر از آن يعنى حد شمالى عراق را هم همان حديثة الموصل ذكر كرده نه علت كه به حساب او 45 فرسخ پايين‌تر از حديثة الموصل است . و به عبارت ديگر صاحب مراصد الاطلاع در يك جا عراق را خيلى بزرگتر از سواد دانسته تا آن حد كه سواد را رستاقى از رستاق‌هاى آن شمرده و در جاى ديگرى عراق را به اندازه سى و پنج يا چهل و پنج فرسخ در شصت فرسخ كوچكتر از سواد نوشته و در جائى ديگر عراق و سواد را به يك اندازه و داراى يك عرض و طول دانسته ، و پيداست كه اين تناقض‌هاى آشكار همه ناشى از خلط و التباس در مفهوم و محدوده عراق در دوره‌هاى مختلف و پوشيده ماندن تحولات تاريخى آن بوده است . * * * آشفتگى در بيان معنى عراق و تحولات تاريخى آن اين ترديد و آشفتگى را كه در موضع جغرافيائى عراق ديده مىشود در بيان معنى لغوى و اصل و تبار آن‌هم در مؤلفات عربى دوره‌هاى بعد همچنان و شايد هم بيشتر مىتوان ديد . و آنچه در اين مورد درخور توجه مىنمايد اين است كه هرچند بر فاصلهء اين مؤلفات از دوران آن تحولات تاريخى و جغرافيائى افزوده شده و مراحل بيشترى بر آن گذشته اين آشفتگى هم در آنها بيشتر و پردهء ابهام بر آنها گسترده‌تر شده و اگر اين مراحل در آنها پىگيرى شود به چنين صورتى خلاصه مىگردد : در نخستين مؤلفات جغرافيائى و تاريخى عربى در جائى كه سخن از دوران

--> ( 1 ) . مراصد الاطلاع ، ج 2 ، ص 447 .