محمد مهدى ملايرى
73
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
است فرمانروا ساخت و خسروان پادشاهان عراق از فرزندان اويند . و ديگر در جائى است كه زير عنوان « القاب ملوك الارض » گويد « ملك العراق الّذى تسمّيه العامّة كسرى و هو شاهانشاه » « 1 » يعنى لقب پادشاه عراق كه عامه او را كسرى مىخوانند شاهانشاه است . در كتاب الخراج قدامه هم چنان كه گذشت عراق در معنى ايران به كار رفته و در آن به اين امر هم تصريح شده كه عراق معرّب ايران است . نوشته قدامه در اين باره چنين است : « ان قصبة مملكة الاسلام بلد العراق و هذا مع انّه موجود هكذا فى الوقت فقد كانت الفرس تجريه عليه و تسمّيه دل ايرانشهر و انّما سمّت العرب العراق بهذا الأسم تعريبا لما وجدت الفرس سمّته و هو ايران « 2 » . » يعنى مركز كشور اسلام عراق است و با اينكه در حال حاضر چنين است ايرانيان هم آن را به همين گونه مركز قرار داده بودند و اينجا را دل ايرانشهر مىخواندند . و عربها بدان سبب عراق را به اين نام ناميدند كه آن معرّب ( شكل عربى شدهء ) ايران است كه ايرانيان آنجا را به اين نام مىخواندند . و ابو حنيفهء دينورى هم در اخبار سام بن توج كه وى نامش را ايران و نياى جمشيد نوشته ، گويد : « و هو الّذى تسمّيه العجم ايران و قد كان تبوّأ ارض العراق و اختصّها لنفسه فسمّى ايرانشهر « 3 » ، يعنى او همان كسى است كه عجمها او را ايران مىخوانند و او بود كه در سرزمين عراق نشيمن گرفت و آنجا را ويژهء خود ساخت و بدينسبب آنجا ايرانشهر ناميده شد . در داستان تقسيم فريدون كشورش را ميان سه پسرش ايرج و سلم و تور مورخان ديگرى هم كه پس از ابن خردادبه آن را ذكر كردهاند مانند او همچنان عراق را به جاى ايرانشهر گذاردهاند . مسعودى در التنبيه و الاشراف گويد : « و
--> ( 1 ) . المسالك و الممالك ، ص 16 . ( 2 ) . نبذ من كتاب الخراج . . . المسالك ، ص 234 . ( 3 ) . الاخبار الطوال ، ص 2 . در اين روايت سام پسر نوح در روايات سامى با ايرج پسر فريدون در روايات ايرانى تطبيق شده . اينگونه آميختگى در تواريخ قديم كم نيست . نمونههاى آن را در باب بيست و سوم مروج الذهب ( ج 1 ، ص 278 به بعد ) زير عنوان « فى ذكر انساب فارس و ما قاله الناس فى ذلك » مىتوان يافت .