محمد مهدى ملايرى
53
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
خربران ، تفسيره مغرب الشّمس . و قسمة منها ما بين مطلع النّهار الأقصر الى مغيب النّهار الأقصر و تسمّى نيمروز و تفسيره الجنوب . و قسمة منها ما بين مطلع النّهار الأطول الى مغيب النّهار الاطول و تسمّى باختر و تفسيره الشّمال . و قسمة منها متوسّطة لهذه الاقسام و تسمّى سورستان و هى السّواد . فكانت القسمة المسمّاة ايرانشهر فى سائر اقسام الارض كالصّدر من جسد الانسان ، و كانت القسمة المدعوّة سورستان فى سائر اقسام ايرانشهر كالقلب فى الصّدر فكان يسمّى ارض سورستان الّتى هى السّواد ، فى الدّهر الاوّل ، دل ايرانشهر تفسيره قلب ايرانشهر . » ( الاعلاق النفسيّة ص 104 ) . آن بخش از اين متن كه در شرح جهات چهارگانه ايرانشهر است سنجيده شود با اين متن كه در شرح همين جهات چهارگانه در كتاب بندهش آمده ( در بخش هفتم آن كتاب دربارهء زيج كيهان كه چگونه اتفاق افتاد . ص 65 ، گزارش مهرداد بهار ) « از آنجا كه خورشيد به روز مهست برآيد تا به روز كه برآيد « 1 » شرق كشور ارزه است . از آنجا كه به روز كه برآيد تا به روز كه بشود « 2 » ناحيهء نيمروز كشور فرددفش و ويددفش است . از آنجا كه به روز كه درشود ، تا به روز مهست درشود « 3 » غرب كشور سوه است . از آنجا كه به روز مهست برآيد ، تا به روز مهست درشود « 4 » ناحيت شمال
--> ( 1 ) . يعنى محل طلوع خورشيد از آغاز تابستان تا آغاز پاييز مشخصكننده مشرق است . ( 2 ) . يعنى محل طلوع خورشيد از آغاز پاييز تا محل غروب خورشيد در آغاز پاييز مشخصكنندهء جنوب است . ( 3 ) . يعنى از آن نقطهاى كه خورشيد در آغاز تابستان غروب مىكند تا آنجا كه در اول پاييز غروب مىكند مغرب است . ( 4 ) . يعنى از آنجا كه در اول تابستان خورشيد طلوع مىكند تا آنجا كه در اول تابستان غروب مىكند شمال است . اين تفسيرها از شماره 1 تا 4 از مهرداد بهار و برگرفته از ص 168 كتاب بندهشن است از شماره 11 تا 14 آن كتاب . بهار رسمى هم از اين جهات چهارگانه بر پايهء هرآنچه در بندهشن آمده در صفحه 169 همان كتاب آورده كه به يادبود او عينا در اينجا نقل مىشود .