محمد مهدى ملايرى

431

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ادامه داشته و عثمان او را از آنجا برداشته كه چون زمينهء تاريخى دارند شايد شك و ترديد را در آنها راهى نباشد ولى دربارهء روايات ديگر چنين نيست به تمام رواياتى كه درباره شركت مغيره در جنگ قادسيه و امورى كه به او نسبت داده شده مانند مذاكره او با رستم و كارهاى ديگر و همچنين اعزام او به وسيله عمر با چهارصد مرد به كمك سعد بن ابى وقاص كه از همه آنها چنين برمىآيد كه او هم دستى در آن فتوحات داشته و سعد بن ابى وقاص در آن جنگى كه آن را از افتخارات خود مىشمرده تنها نبوده است وضع چنين نيست زيرا گذشته از اين كه تاريخ اين رويدادها كه همگى در جبهه كوفه يا مدائن اتفاق افتاده است و با محلى كه مغيره در آن مشغول بوده يعنى جبهه بصره و ابلّه فرق بسيار داشته است ، يك دليل قاطع ديگرى هم وجود دارد و آن اين است كه سعد بن ابى وقاص كه مىبايستى او مغيره را به آن كارها واداشته باشد ، با مغيره نه‌تنها ميانه خوبى نداشته بلكه براى او وزن و اعتبارى هم قائل نبوده و او را همسنگ چنين كارهايى نمىدانسته و به همين دليل هم پس از مرگ عمر كه طبق وصيت او انتخاب جانشين او مىبايستى به وسيله شورايى انجام گيرد ، روزى كه آن شورا تشكيل شده بود مغيره بن شعبه كه شايد براى اظهار وجود آمد و دم درب شورا نشست ، سعد بن ابى وقاص او را از آنجا بيرون كرد و اين عمل ناقض تمام آن اخبارى است كه درباره شركت او در جنگهاى قادسيه و مدائن كه همگى به فرماندهى سعد بن ابى وقاص بوده است وارد شده . درباره خبرى هم كه درباره شركت او در فتح آذربايجان در سال 22 هجرى آمده آن‌هم با اين خبر كه عمر در سال 22 مغيره را به جاى عمار بن ياسر به امارت كوفه منصوب ساخت و او در آن سال در كوفه بوده است نمىسازد . و اگر به روايت بلاذرى هم رجوع شود در اين سال 22 مغيره از فتح قادسيه برگشته بوده كه عمر او را به امارت كوفه فرستاده با اين‌كه درست هم به نظر نمىرسد چون در اين هنگام سالها از فتح قادسيه گذشته بود . شايد براى شناخته شدن بهتر مغيرة ذكر اين دو خبر هم در اينجا از آنچه درباره او روايت شده است بىفايده نباشد :