محمد مهدى ملايرى

43

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و از همين قبيل توانند بود مجموعه‌هائى كه به نام راهنامه ، به وسيلهء افراد يا گروهها يا مسئولان امور كه به حكم شغل و حرفه يا وظيفه و تكليف خود با سفر دائم سروكار داشته يا موظف به دانستن وضع راهها و شهرهاى بين راه بوده‌اند تهيه مىشده ، مانند بازرگانان معتبر و كاروان‌سالاران و پيكهاى تيزتك و مسئولان ديوان بريد و راهداران و راهبانان و سرهنگان ديوان سپاه و مانند اينها ، تا از وضع شهرها در مناطق مختلف و فاصلهء منزلگاههاى بين آنها و خصوصيات طبيعى و اجتماعى و امنيتى آنها ، و هرآنچه دانستن آن براى آنها از نظر تنظيم امور و رفع نارسائىهاى آنها ضرورى بوده است ، همواره آگاهى كافى در اختيار آنها بگذارند . راهنامه‌هائى كه نخستين مايه‌هاى اصلى كتابهائى گرديدند كه در دوران اسلامى به نامهائى همچون المسالك يا المسالك و الممالك كه ترجمهء گونه‌اى از همان نام قديم بود خوانده شدند ، و نخستين كتب جغرافيائى عربى به شمار مىروند . * * * در جغرافياى موسى خورنى يا ايران‌شهر ماركوارت ديگر از جاهائى كه در منابع جغرافيائى پيش از اسلام كشور ايران‌شهر از نظر تقسيمات درونى آن مورد سخن است جغرافياى موسى خورنى است كه چون اساس پژوهش‌هاى عالمانهء ماركوارت دانشمند آلمانى در جغرافياى تاريخى ايران گرديده بيشتر به نام ايران‌شهر ماركوارت معروف شده . دربارهء اين جغرافيا هم مىتوان چنين پنداشت كه آن‌هم مجموعه‌اى از شهرهاى ايرانشهر بوده كه به منظور خاصى تدوين شده زيرا به نوشتهء آن استاد بدان شكل كه منابع آن جغرافيا ترتيب سرزمين‌ها را مطرح مىكنند نمىتوان تصور كرد كه آن مؤلف از فهرست‌هاى رسمى دولتى استفاده كرده باشد . و از اين‌كه در تقسيمات آن كتاب در بعضى جاها از نامهاى رسمى آنها در اين كتاب اثرى نيست ولى در عوض از تقسيمات استانهاى تحت پوشش كليساهاى نسطورى نشانه‌هاى فراوانى