محمد مهدى ملايرى

421

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

به امارت خطاب كنند و چون خليفه را با عنوان امير المؤمنين مىخواندند او خود را امير المسلمين خواند و اين نخستين بارى بود كه كسى بدين‌عنوان خوانده مىشد . مغيره در برخوردارى از مزاياى مقام فرصتهاى ديگر را هم از دست نداد . ولى گوئى در بهره‌گيرى از آن فرصتها جانب احتياط را كمتر رعايت مىكرده چون طولى نكشيد كه رازش از پرده برون افتاد و خليفه را در وضعى ناخواسته قرار داد . بصره ، شهرى كه شيطان در آن لانه كرد زيرا هنوز سال دوم امارت مغيره به پايان نرسيده بود كه سه تن از نخستين مجاهدانى كه عمر آنها را با عتبة بن غزوان به بصره فرستاده بود و شرح آن گذشت با شتاب خود را به مدينه رساندند تا عمر را از امر منكرى باخبر سازند كه نمايندهء او در بصره يعنى همين امير المسلمين مرتكب شده . منكرى كه ارتكاب آن او را مستوجب عقوبت سنگسار مىگردانيد ، و خليفه كه با اين خبر غافل‌گيرانه خود را در برابر تكليفى جديد بافت ابو موسى اشعرى را خواست و به او گفت مىخواهم تو را به جايى بفرستم كه شيطان در آن لانه كرده . آنگاه او را به امارت بصره برگزيد و به او دستور داد به بصره برود و مغيرة بن شعبه را با شاهدانى كه او را در حال ارتكاب آن منكر ديده‌اند به مدينه بفرستد ، و او هم كه ظاهرا خود را به تنهايى از اجراى آن دستور ناتوان مىديد از عمر خواست تا چند تن از صحابه را هم كه در ميان مردم شأن و اعتبارى داشتند با او همراه كند ، او نيز چنين كرد و ابو موسى هم به بصره رفت و پس از سه روز مغيره و شاهدان را به مدينه فرستاد « 1 »

--> ( 1 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 423 .