محمد مهدى ملايرى

419

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بود ولى چون مجاشع در آن هنگام غايب بود به مغيرة بن شعبه دستور داد تا بازگشت مسعود او موقتا عهده‌دار امور آنجا باشد و به عمر هم جانشينى مجاشع را گزارش داده بود . ولى چون در همين‌هنگام نامه‌اى از مغيره به عمر رسيد كه در آن از قيام دهقان ميشان و جنگ با او و كشتن وى و فتح دوبارهء ميشان خبر داده بود ، عمر از عتبه پرسيد اگر مجاشع را به جانشينى خود برگزيده‌اى چگونه است كه مغيره به عنوان جانشين تو براى من نامه نوشته است ؟ و چون عتبة به او خبر داد كه مغيره را در غياب مجاشع موقتا جانشين خود كرده عمر به او گفت ولى اهل مدر شايسته‌ترند كه به كارگزارى برگزيده شوند تا اهل و بر « 1 » و بدينگونه ناخشنودى خود را از ولايت مجاشع ابراز داشت و به همين سبب هم پس از مرگ عتبة بىدرنگ مغيره را به امارت بصره برگزيد « 2 » وضعى كه پسند خليفه و كمال مطلوب مغيره بود بدين‌سان وضع جبههء بصره و تاخت و تازهاى عتبه و همراهان او در استان بزرگ و پرخير و بركت شادبهمن و تصرف آنجاها سرانجام به نتيجه‌اى كه پسند خليفه و كمال مطلوب مغيره بود انجاميد . اين نتيجه از آن‌رو پسند خليفه بود كه جبهه بصره به سبب جاذبه‌هاى گوناگون و شهرت زياد آن جاذبه‌ها در قبايل صحرا از آن پس از لحاظ داوطلب خودكفا و خودجوش شده بود ديگر نيازى نبود كه خليفه با وعده‌هاى كلامى خود همچون غناء آل كسرى « 3 » و . . . فنون العيش « 4 » اين جاذبه را

--> ( 1 ) . و بر به معنى پشم شتر است و اهل و بر عربهاى چادرنشين بيابان‌گرد را مىگويند كه زندگى زير سقف و مقيد شدن به آداب و رسوم چنان زندگى را برنمىتابند . و اهل مدر به مردمى گفته مىشود كه در خانه‌ها زندگى مىكنند و در روستاها يا شهرها ساكنند و كم‌وبيش با آداب و رسوم اجتماعى آشنا يا بدان پاىبندند . ( 2 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 422 . ( 3 ) . بلاذرى ، فتوح ، ص 310 ، عمر به هواى ثروت خاندان كسرى عربها را به جنگ با ايران برانگيخت « . . . فدعاهم الى العراق و رغبّهم فى غناء آل كسرى . » ( 4 ) . طبرى 1 / 8 - 2187 ، عمر در پاسخ آن قبايل كه مىخواستند به جبهه شام بروند گفت : در آنجا