محمد مهدى ملايرى
410
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مانند هجر در بحرين و صنعا در يمن مىپيوسته است . يمامه در دوران پيش از اسلام مركز يكى از امراى دستنشاندهء ايران بود كه حفظ امنيت راههايى را كه از آنجا مىگذشت برعهده مىداشت و در زمان خسروپرويز امير آنجا هوذة بن على بود كه نام او و پاداشى كه از خسرو دريافت كرده بود ، و به سبب آن در بين اعراب به ذو التاج معروف شده بود ، در شرح دستبرد برخى از قبايل عرب به كاروان خسروپرويز كه از همين يمامه به يمن آمدورفت مىكرده ، در جلد اول همين كتاب آمده است « 1 » . يمامه در دوران اسلامى هم همچنان شهرى آباد بوده استخرى از آنجا به عنوان شهرى كه در حجاز پس از مكه و مدينه شهرى بزرگتر از آنجا نبوده است ، ياد كرده « 2 » . 4 - راهى هم كه از يمامه به شام و كوفه مىرفته از همين محل بصره مىگذشته . و اين همان راهى بود كه بنا به روايتى خالد بن الوليد ، در دوران جنگهاى ردّه پس از ختم غائلهء مسيلمه معروف به كذّاب در يمامه ، هنگامى كه خليفه ابو بكر به وى دستور داد كه براى كمك به سپاه مسلمانان به شام برود ، از همين راه نخست به اين محل بصره آمده و از آنجا از راه حيره و عين التمر و انبار كه در آنجاها هم كرّوفرّى داشته به شام رفته است « 3 » . 5 - راه ديگرى كه از اين محل جدا مىشده راهى بوده كه به سوى مكه ، كه از قديم مركز مهم بازرگانى و مذهبى حجاز بوده است ، مىرفته . ابن خردادبه نام منزلهاى بين راه را از بصره تا مكه ذكر كرده « 4 » . به گفتهء او نخستين منزلى كه پس از بيرون شدن از بصره بدانجا مىرسيدند منجشانيّه يعنى همان پادگان دومى بود كه در شش ميلى غرب بصره قرار داشت و پيش از اين از آن سخن رفت ، و در جلد اول همين كتاب هم دربارهء قيس بن مسعود شيبانى آخرين محافظ عرب اين پادگان در زمان خسروپرويز نيز شرحى گذشت . و اين همان راهى بود كه به گفته
--> ( 1 ) . تاريخ و فرهنگ ايران . . . ج 1 ، ص 294 به بعد . ( 2 ) . مسالك الممالك ، ص 19 . ( 3 ) . فتوح البلدان ، ص 295 - 296 . ( 4 ) . المسالك و الممالك ، ص 146 .