محمد مهدى ملايرى
392
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آنچه در اينجا به كلمه سدّ ترجمه شده در عبارت حمزه و ياقوت مصنعه است . براى مصنعه در كتابهاى لغت و تفسير معنيهاى چندى نوشتهاند همچون ابنيه و مخازن آب و مانند اينها ، ياقوت گويد بعضى گفتهاند مصانع به معنى سدّهايى است كه براى نگه داشتن آب « احباس المأ » مىساختهاند و مفرد آن مصنعه و مصنع است . اين معنى را كه در عبارت حمزه هم همين مقصود است ابن عبد الحق در مراصد الاطلاع روشنتر بيان كرده ، وى در تعريف نهروان چنين آورده : « نهروان رودى است كه از تامرّا گرفته شده و در دهانهء آن مصنعهاى است داراى دريچههايى كه در هنگام كمآبى بسته مىشوند و در هنگام پرآبى باز مىشوند . » وى دربارهء وضع شهرها و روستاهايى كه از نهروان سيراب مىشدهاند گويد : اين شهرها و روستاها هنوز باقى هستند ولى كسى در آنها نيست زيرا در اثر ويران شدن مصنعهاى كه آب را به نهروان مىرسانيد آب نهروان هم قطع شد و همهجا را خشكى گرفت . كه در همهء اينها مصنعه به معنى سدّ است . با توجه به آنچه گذشت براى روايت حمزه هم دربارهء ويران كردن اعراب سدّى را در عبدسى جز در همين درگيريهاى جنگى دوران عتبة بن غزوان موردى نمىتوان يافت زيرا پس از اين ايام كه همهء اين مناطق به تصرف عاملان خليفه درآمده بود ، ديگر علتى نبوده است كه عربها به چنين ويرانگريها دست بزنند . بههرحال با پرتوى كه اين اخبار برگرفته از مآخذ مختلف عربى اسلامى بر خبر كوتاه بلاذرى دربارهء غرق لشكريان مرزبان مذار مىافكنند مىتوان با اطمينان بيشترى اين را پذيرفت كه آن سيلى كه همهء لشكريان مرزبان را طعمهء خويش ساخته آب همين سدّ و شايد سدهاى ديگرى در اين منطقه بوده كه مهاجمان آنها را ويران كردهاند تا عرصه را بر مرزبان و مدافعان مذار تنگتر ساخته و راه را براى تصرّف آن مركز مهم جنگى و دفاعى كه به عنوان پايتخت و حاكمنشين همهء آن منطقه نيروى رزمى و شأن و شوكتى داشته است هموار سازند . و چنين هم شده چون شكسته شدن سدّ و بندها و غرقه شدن زمينها و آباديها و غرق لشكريان مرزبان مذار بليّهاى براى ساكنان و مدافعان اين سرزمين بود كه از نيروى پايدارى آنها به شدّت كاسته و به پيشرفت مهاجمان بسى افزود .