محمد مهدى ملايرى

380

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ابراهيم موصلى در ابلّه ابراهيم از خاندانى ايرانى و از مردم فارس بود . پدرش ماهان از بزرگ‌زادگان ارّجان فارس بود كه براى گريز از ستم‌كاريهاى عمّال بنى اميّه در فارس آنجا را ترك گفته و به كوفه رفته بود . ماهان در آنجا با دخترى از دهقانان ايرانى كه خاندان او هم به همين‌سبب از فارس به كوفه مهاجرت كرده بودند پيوند زناشويى بست و ابراهيم ثمره آن پيوند بود كه در سال 125 هجرى در كوفه چشم به جهان گشود . ابراهيم در كودكى پدر خود را از دست داد و تربيت او را مادر و دائيهايش بر عهده گرفتند و در اين راه ، هم آنها ، و هم معلمانش سخت‌گير بودند و به همين‌سبب ابراهيم در جوانى درس و مدرسه را رها كرد و به موصل رفت و در آنجا با تنى چند از هم سن‌وسالهاى خودش به كارى كه علاقه داشت يعنى خوانندگى و نوازندگى روى آورد و شبها در ميخانه‌ها به اين كار مىپرداختند . و چون پس از يكسال به كوفه بازگشت ، دوستانش او را به شوخى جوان موصلى مىخواندند و اين نام بر روى او ماند . ابراهيم در كوفه ماندنى نشد و اين‌بار براى تكميل هنر خود به رى رفت كه آنجا هم در اين هنر نام و آوازه‌اى داشت . وى در آنجا دخترى دف‌زن را كه به او مهر مىورزيد به همسرى خود درآورد . نام اين دختر را به عربى دوشار نوشته‌اند كه چون آن را اسدان معنى كرده‌اند چنين برمىآيد كه دو شير بوده . ابراهيم از اين زن داراى يك دختر شد و پس از او با زن ديگرى به نام شاهك همسر گرديد و همهء فرزندان او از اين زن‌اند . چون ابراهيم در رى از هنرش مال قابلى به دست آورد و با خود عهد كرده بود كه هرمالى كه از اين راه به دست مىآورد آن را در تكميل همين هنر به كار بندد ، از اين‌رو براى همين منظور آهنگ ابلّه كرد كه در آن روزگار در اين هنر شهرهء آفاق بود . جوانويه يكى از استادان موسيقى در ابلّه كسىكه نام و آوازه‌اش ابراهيم را از رى به ابلّه كشانيد موسيقيدانى بود به نام جوانويه كه زردشتى بود و شاگردانش هم همه از ايرانيان بودند . ابراهيم نخستين ملاقات خود را با جوانويه براى پسرش