محمد مهدى ملايرى

357

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

فاصله داشته است « 1 » . و امروز خيلى بيشتر از اين مقدار از دريا فاصله دارد . از اوصافى كه از زمانهاى قديم دربارهء ابلّه آمده چنين برمىآيد كه ابلّه ، در دوران ساسانى و اوائل اسلام در دهانهء خليج‌فارس و در مصب رود بهمن اردشير يا اروندرود كنونى بوده و به تدريج كه دريا در اثر عواملى كه بدان اشاره شد عقب‌تر رفته ، اين شهر هم از دريا فاصله گرفته است . مسعودى محل آن را در كناره همين اروندرود كه آن را بهمنشير ناميده بين مفتح و آبادان ذكر كرده است « 2 » . و پيش از او بشار بن برد شاعر خراسانى الاصل عربىگوى ساكن بصره در شعرى ابلّه را چنين وصف كرده : الرّافدان توافى ماء بحرهما * الى الابلّة شربا غير محظور « 3 » و مراد از « رافدان » ، دجله و فرات است و از آن چنين برمىآيد كه در زمان اين شاعر در قرن دوم هجرى ابلّه همچنان در كنارهء مسير مشترك اين دو رود بوده . * * * ياقوت در جايى محل ابلّه را در منتها اليه خليج‌فارس و در جايى نشان مىدهد كه در آنجا آب خليج‌فارس با آب ماندابها « 4 » درهم مىآميزد « 5 » و در جايى ديگر محل آن را چنين وصف كرده : « ابلّه شهرى است در كنارهء دجله بزرگ بصره ( - بهمنشير قديم و اروندرود كنونى ) در گوشهء خليجى كه به بصره مىپيوندد و آن قديم‌تر از بصره است ، زيرا بصره در زمان عمر بن الخطاب به صورت شهر درآمد ، و ابلّه در آن هنگام شهرى بود كه در آن پادگان نظامى كسرى و مقر فرمانده او بود « 6 » . * * *

--> ( 1 ) . « . . . و جانب جنوبى عبّادان خود درياى محيط است كه چون مدّ باشد تا ديوار عبّادان آب بگيرد و چون جزر شود كمتر از دو فرسنگ دور شود . . . » ( سفرنامه ناصرخسرو به كوشش محمد دبير سياقى ، تهران 1335 خورشيدى ، ص 119 ) . ( 2 ) . مسعودى ، التنبه و الاشراف ، ص 52 . ( 3 ) . همان مآخذ ص 41 . ( 4 ) . دربارهء اين ماندابها در گفتارى پيش از اين توضيح بيشترى آمد . ( 5 ) . معجم البلدان ، 1 / 502 . ( 6 ) . همان مآخذ ، 1 / 97 .