محمد مهدى ملايرى

336

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نمىگردد . زيرا اين پديدهء ناهنجار از يك سو بر آشفتگيهاى سياسى و اجتماعى ايران ، كه در اثر رويدادهاى ديگرى به وجود آمده بود و در جلد اول همين كتاب ( در گفتار نهم ) شمه‌اى از آن گذشت ، بسى افزود و از سوى ديگر آبادى و عمران اين منطقه را كه همچنان روى به پيشرفت و شكوفائى داشت نه‌تنها متوقف ساخت بلكه آن را به مسيرى ديگر انداخت و اين تغيير مسير را در همين كتاب هم در تفاوت بين مطالب گذشتهء آن و آنچه از اين‌پس خواهد آمد به وضوح مىتوان ديد ، چه در بخشهاى گذشته آنچه موضوع سخن بود بستن سدّ و بندها و طرحهاى بزرگ آبيارى و امورى بود كه پايه و مايهء عمران و آبادى همهء اين سرزمينها بر آنها استوار بود ولى در آنچه خواهد آمد بيشتر سخن از نابسامانيها و جنگ و ستيزها و درگيريها و ويرانيهائى است كه نتيجهء آنها يا به شكل همين ماندابهائى رخ مىنمايد كه هنوز هم در جنوب عراق امروز به صورت هورهاى متعددى خبر از همان سرزمينهاى آباد و بارور استان شادهرمز يا كسكر مىدهد ، و يا به صورت بيابانهائى كه در زمينهاى مرتفع شرق دجله به صورت صحراهاى خشك و سوزان گسترده است و جانشين همان آباديهاى گذشته است كه از آب سدّهاى رودهاى دجله و نهروان سيراب مىشدند و با ويران شدن آن سدها آنها هم از آبادى بىبهره ماند .