محمد مهدى ملايرى

333

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

منطقه را هم دچار كم‌آبى و خشك‌سالى نموده آنها هم به تدريج روى به ويرانى نهاده‌اند و رفته‌رفته دوران آبادى و عمران آنجا هم به پايان رسيده و به صحراى خشك و سوزان مبدل گرديده‌اند . مسعودى اين سرزمين آباد شرق دجله را كه بدين‌سان به ويرانى كشيده شده به نام جوخى خوانده و آن را آبادترين منطقهء سواد شمرده و ساكنان آنجا را هم كه گويا از بزرگان و اشراف بوده‌اند پيشرفته‌ترين مردم آنجا يا به تعبير خودش مقدّم بر مردم سواد شمرده است « 1 » . مسعودى گذشته از جوخى كه در شرق دجله بوده از سرزمين ديگرى هم به نام ثرثور نام برده كه در غرب دجله بوده و به زير آب رفته است . اين ثرثور يكى از همين سه تسوئى است كه از اين استان شادشاپور ناپديد شده و شايد چون مهمترين آنها بوده نامش در ذهن مسعودى باقى مانده از دو تسوى ديگر يعنى تسوى بالا ( - در عربى العال ) و تسوى جواذر كه آنها هم جزء تسوهاى ناپديد شده هستند در نوشتهء مسعودى نامى نيست ، ولى چنان كه ديديم بلاذرى در وصف اين ماندابها در جنوب استان كسكر از غرق چندين تسو در اين‌جا سخن گفته « 2 » . از مساحتى هم كه براى ماندابها در بخش جنوبى اين استان ذكر كرده‌اند ، يعنى سى فرسخ در سى فرسخ بين واسط در نزديكىهاى تسوى زندورد و مذار مركز تسوى ميشان در استان شادبهمن به خوبى معلوم مىشود كه تمام سرزمينهاى جنوبى استان شادشاپور از زندورد به پايين به زير آب رفته بوده . مسعودى نوشته است ماندابها در سرزمين وسيعى بين واسط و بصره گسترده بود كه مسافت چند روز راه بوده . و آن سرزمين در زمان او آجام البريد خوانده مىشده يعنى نيزارهاى بريد « 3 » . اين‌جائى كه در زمان مسعودى اجام البريد خوانده مىشده ، پيش از پيدايش ماندابها در استان شادشاپور ، راه آبى بريد اين استان به ميشان و دشت ميشان و

--> ( 1 ) . مسعودى : التنبيه و الاشراف ، ص 40 . ( 2 ) . فتوح البلدان ، ص 358 . « . . . و مال ( اى المأ ) الى موضع البطائح فطفا على العمارات و الزّروع فغرق عدّه طساسيح كانت هناك . » ( 3 ) . مسعودى ، التّنبيه و الاشراف ، ص 40 .