محمد مهدى ملايرى

291

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و همچنين سيصد پرچم رومى را كه سرداران ايرانى در جنگ با روميان از آنها به غنيمت گرفته و به نشانى پيروزى خود در خزاين اين شهر نگهدارى مىكردند ، همه را به غنيمت برد و پس از تاراج آنجا را به آتش كشيد « 1 » . و اين واقعه‌اى بود كه چنان كه در جاى خود گذشت « 2 » بر سرنوشت خسروپرويز و فرجام كار او اثرى ناميمون داشت . زيرا سرداران ايرانى كه اين شكست و زبونى را نتيجه ضعف و بزدلى خسروپرويز مىدانستند اين را باطنا بر او نبخشيدند و اين هم يكى از عواملى گرديد كه در گرفتارى و خلع او مؤثر گرديد . تسوى دستگرد و دو روستا جمعا داراى هفت روستا و چهل و چهار خرمنگاه بوده و خراج آنجا را ابن خردادبه دو هزار كر گندم و دو هزار كر جو و هفتاد هزار درهم نقد نوشته ولى به گفته قدامه خراج آنجا هزار و هشتصد كر گندم و هزار و چهارصد كر جو و شصت هزار درهم نقد بوده و اين تفاوت به احتمال زياد ناشى از آن است كه چنان كه گذشت قدامه دو روستا را در ابو ابجمعى اين تسو نياورده و اين‌جا را تنها به نام تسوى دستگرد ذكر كرده است . تسوى بندنيجين بندنيجين شكل عربى شدهء نام اصلى همين محلى است كه در حال حاضر مندلى خوانده مىشود . و شهركى است در جنوب خانقين و شرق بعقوبه و در نزديكىهاى مرز ايران كنونى . مندلى تحريفى است از بندنيجين كه در كتب عربى اين محل را به آن نام خوانده‌اند . ياقوت كه اين كلمه را به همين‌گونه بندنيجين ضبط كرده گويد : بندنيجين به صورت تثنيه است ولى من نمىدانم بندنيج مفرد آن چه معنى دارد . ياقوت اين را نمىدانسته چون بندنيجين كلمه‌اى عربى و تثنيهء بندنيج نيست ، بلكه اين كلمه همان‌گونه كه خود او هم از قول حمزهء اصفهانى نقل كرده صورت عربى شدهء نام فارسى و قديمى اين محل است كه وندنيكان بوده و نخست در عربى به بندنيجان تبديل يافته و آنگاه بندنيجين شده . و آن شهر مشهورى بوده در كنارهء نهروان در ناحيه جبل . ياقوت آن را از توابع بغداد

--> ( 1 ) . نگاه كنيد به معجم البلدان ذيل كلمه الدسكرة و شهر ابان ، و كتاب بلدان الخلافة الشرقية ، ص 85 و 86 . ( 2 ) . در جلد اول همين كتاب ، ص 350 به بعد .