محمد مهدى ملايرى
28
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آنچه هم از اين نقشه مورد نظر است نه همهء آن بلكه تنها همان سرزمينى است كه پايتخت دولت ساسانى يعنى تيسفون در آن نموده شده . سرزمينى كه در اين نقشه نامى ندارد و جز همين تيسفون و جاى ديگرى به نام و هشت آباد محل ديگرى در آن ذكر نشده ولى در نقشه بعد كه دوران طاهريان را نشان مىدهد به نام عراق عرب خوانده شده است . توجه به اين بخش از اين نقشه در اينجا بدينسبب است كه كتاب حاضر كه اين چند سطر در يكى از مقدمههاى آن مىآيد به تمامى دربارهء تاريخ و جغرافياى تاريخى همين سرزمين در همين دورانى است كه در اطلس جغرافيائى ايران چنان كه گفته شد بىنام ماند . ولى در اين كتاب به نامى كه براى آن در همان دوران مأنوس بوده يعنى دل ايرانشهر خوانده شده است . آنچه از كتابى به نام اطلس تاريخى ايران دربارهء اين سرزمين انتظار مىرفت بيش از آن چيزى بود كه در آن يافت شد . ولى اين را هم نبايد ناديده گرفت كه اين اطلس نخستين گامى است كه در اين راه نارفته برداشته شده و نمىتوان از آن انتظار كمال داشت . پديدآورندگان فاضل آنهم بيش از اين رسالتى براى آن نشناختهاند كه آنچه اكنون انتشار يافته مقدمهاى براى كارى بزرگ باشد كه در آينده همچنان ادامه يابد و راه كمال پويد . اين گفتهء خود ايشان در مقدمهء همين كتاب است كه : « كتاب حاضر به عنوان اولين اطلسى كه تاكنون از تاريخ ايران تدوين شده است تنها پيشدرآمدى است در راه تهيه اطلسهاى كاملتر بعدى و بنابراين هرگز نمىتوان ادعا كرد كه اين تأليف آخرين اثر در اين راه دشوار و در عين حال اساسى باشد . » « 1 » آنچه تاكنون شده و آنچه بايد بشود آنچه از اين گفته برمىآيد و انتظار اهل مطالعه هم همان بوده اين است كه انتشار اين پيشدرآمد آغاز فرخندهاى براى پىآمدهائى در تحقيقات علمى در زمينهء جغرافياى تاريخى ايران باشد ، و
--> ( 1 ) . اطلس تاريخى ايران ، مقدمه .