محمد مهدى ملايرى
224
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
حلوان در زمان ساسانيان نيز شهرتى بسزا داشته به خصوص ميوههاى آن . بنا به روايتى كه ابن خردادبه از قباد پادشاه ساسانى نقل كرده و ظاهرا از منابع ساسانى در كتاب او منعكس شده ، حلوان يكى از بهترين شهرهاى ميوهخيز ايران در زمان آن پادشاه بوده « 1 » . و همين شهر بوده كه در دورهء ساسانى توقفگاه سفيران و نمايندگانى بوده است كه از سوى تركستان به دربار ايران مىآمدهاند « 2 » . در نزديكى همين حلوان و در روستايى به نام آخرين كه ذكر آن گذشت از روزگار ساسانيان آتشكده بزرگ و معتبرى بوده كه مردم از راه دور به زيارت آن مىرفتهاند ، و چنان كه از سخن ابن رسته برمىآيد اين آتشكده تا زمان او يعنى قرن چهارم هجرى هنوز دائر و از اعتبار و اهميت برخوردار و زيارتگاه مردم دور و نزديك بوده است « 3 » . بارتولد در كتاب خود جغرافياى تاريخى ايران حلوان را بدينگونه وصف كرده است : « از جلگه ماهيدشت چند راه به رود حلوانچاى مىرود . رود مزبور اين نام را از شهر حلوان دارد كه در زمان آشوريها بر جاى بود ، جغرافيانويسان عرب از قرار معلوم راهى را كه از سرپل و كرند مىرفت تعريف مىكنند . در انتهاى غربى گردنهاى كه وادى آب كرند را كه خود شعبهء كرخه است از وادى ماهيدشت جدا مىكند در قريه آخرين كه سكنهء كرد داشت معبد آتشپرستان قرار گرفته بود و زوّار ممالك مختلفه در اين معبد جمع مىآمدند . از آنجا تا گردنهء حلوان را از حمله اكراد ايمن نمىدانستند ، از رود حلوان دو مرتبه عبور مىكردند و هردو دفعه از روى پل . خود شهر حلوان در سمت يساررود بر جنوب سرپل واقع شده بود ، در وسط گردنه بناى مدورى از زمان ساسانيان با كف مرمر برقرار بود كه تا به امروز پابرجاست . بفاصلهء پنج فرسخ در سمت شمال غربى حلوان در ساحل يمينرود قريهء قصرشيرين واقع شده بود كه در اين
--> ( 1 ) . ابن خردادبه ، ص 172 . ( 2 ) . ابن خردادبه ، ص 173 . ( 3 ) . الاعلاق النفيسة ، ص 165 - عبارت ابن رسته چنين است : و فيها ( - آخرين ) بيت نار يعظّمه المجوس و تنتابه من اقاصى البلاد » .