محمد مهدى ملايرى

191

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

عربى معرّب شده‌اند چنان كه كلمهء ديگدان كه در فارسى به معنى ديگ پايه يا سه پايه آهنى است كه ديگ را بر روى آن مىنهند در عربى به صورت ديگر آن يعنى سه پايه معرّب شده و به جاى ديگدان سيبه گفته‌اند كه معرّب سه پايه است . و كستبان هم چه به معنى برگستوان يا به معنى كمربند باشد ، فارسى خالص است و بدين معنى در عربى به كار نرفته « 1 » . از اين‌گونه كلمات فارسى خالص كه به خورد زبان عربى نرفته و در زبان جا نيفتاده ، در جاهاى ديگر كتاب ابن خردادبه نظائر ديگرى را هم مىتوان يافت . * * * مطالبى از جغرافياى قباد در زير عنوان « و من عجائب طبايع البلدان » عبارتى است مسجع در وصف بعضى شهرهاى ايران كه هم از لحاظ نوع مطالب و هم از لحاظ سبك بيان و شيوهء گفتار ، مطالبى را به ذهن مىآورد كه ابن الفقيه از كتابى نقل كرده بود كه با شاه آفريد نوهء يزدگرد بوده و با اسارت او به دست عربها افتاده و زادان فرخ آن را به عربى ترجمه كرده بوده . گمان مىرود ابن خردادبه اين مطالب و شايد مطالب ديگرى را هم از آن كتاب گرفته و چنان كه روش او بوده مانند ديگر مآخذ خود بدان اشاره نكرده است . و آنچه اين گمان را تاييد مىكند گفته‌اى است جزء همين عبارات و در پايان آن بدين‌مضمون : « و قال قباد الملك اجود مملكتى فاكهة المدائن و سابور و ارّجان و الرّى و نهاوند و حلوان و ماسبذان « 2 » » يعنى خوش ميوه‌ترين شهرهاى كشور من مدائن و شاپور و ارّجان و رى و نهاوند و حلوان و ماسبذان است . اين عبارت به همين شكل و با همين

--> الغلق مفتاح مغلق طوله سبعة اذرع له اربعة عشر دندانكا ، كلّ دندانك اكبر من دستج الهاون » ( ص 598 ) مغلق در اين عبارت بايد به كلمهء معلّق تصحيح شود به آنگونه كه در المسالك و الممالك ابن خردادبه آمده . ( 1 ) . كستبان به همين صورت يا به صورت كشتبان در عربى به كار رفته ولى به معنى انگشتانه و معرّب آن ، نه به معنى ديگر ن ، ك ، رسائل الجاحظ للسنّدوبى ، ص 242 ، و المنجد ، در كشتبان . ( 2 ) . اين عبارات در ص 170 با « و قالت الحكماء احسن الارض مخلوقة الرّى » آغاز مىشود ، و در ص 172 با گفتهء قباد الملك كه در متن نقل شده پايان مىيابد .