محمد مهدى ملايرى
18
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
محلهاى جغرافيائى را هم ، حتى در جاهائى كه نه سرزمين عربى بوده و نه عربنشين ، تا جائىكه بتوانند به يك ريشهء عربى برگردانند هرچند از لحاظ معنى هيچگونه تناسبى هم بين آنها نباشد . و در مورد سرزمين عراق اين مطلب را هم بايد بر آن افزود كه چون علماى لغت عربى در هنگامى كه به جمع روايات يا تأليف كتابى در لغت عربى دست زدهاند اين سرزمين را جزو سرزمينهاى عربى مىپنداشتهاند از اينرو به ذهن آنها هم نمىرسيده كه براى يافتن اصل و تبار نامهاى آنجا جز به زبان عربى به زبان ديگرى هم مراجعه نمايند . و شايد دور از واقع نباشد اگر گفته شود كه اين روش تا حد زيادى از اصلى سرچشمه مىگيرد كه هرچند با اصول زبانشناسى و ريشهيابى لغات ناسازگار است ولى برخى از ارباب لغت عربى بدان گرايشى دارند ، و آن اين است كه تا وقتى بتوان براى كلماتى كه آنها را در زبان عربى دخيل يعنى غير عربى شمردهاند و ارجاع آنها به يك اصل عربى مخرجى يافت ، نبايد آنها را غير عربى شمرد « 1 » ، و از آنجا كه خاصيت اشتقاقى زبان عربى به گونهاى است كه غالبا كلمات دخيل هم همچون ريشهاى براى اشتقاق كلمات جديد به كار مىروند و مىتوان همان مشتقات را هم مخرجى براى عربى نماياندن آن كلمات شمرد . از اينرو رفتن به دنبال يافتن چنين مخرجى در مباحث مربوط به كلمات معرّب و دخيل در زبان عربى گاه لغزشگاههائى به وجود مىآورد كه حتى اهل علم و معرفت هم اگر دقت كافى نكنند از افتادن در آنها در امان نخواهند ماند چنان كه مصحح فاضل كتاب « المعرّب من الكلام الأعجمى » كه در اينجا به عنوان نمونه ذكر مىشود از آن در امان نمانده است . كسانى از صاحبنظران كه كتاب « المعرّب من الكلام الأعجمى » تاليف ابى منصور جواليقى به تصحيح احمد محمد شاكر را كه در سال 1361 هجرى قمرى به وسيلهء دار الكتاب المصريّة به چاپ رسيده و در قاهره منتشر شده است
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به كتاب « ردّ العامى الى الفصيح » چاپ مطبعة العرفان ، صيدا ، لبنان ، 1371 ه . ق . 1952 م . ، ص 1 مقدمه تاليف احمد رضا عضو مجمع علمى عربى دمشق .