محمد مهدى ملايرى

179

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

كتاب گرفته گويد ولى با همهء اينها اين كتاب بهترين كتابى است كه در اين معنى تاليف شده و همچنين است كتاب تاريخ او و آنچه در آن از ملتهاى پيشين قبل از اسلام آمده است « 1 » . ويژگيهاى اين كتاب آنچه بر اين كتاب ، از لحاظ اختصار مطالب آن يا منحصر بودن آن مطالب به ذكر مسافات و مقدار خراج و امورى از اين قبيل كه تنها به كار چاپاريان و ديوانيان مىآمده ، خرده گرفته‌اند هرچند در دوره‌هاى بعد كه مؤلفان اين قبيل كتابها اين‌گونه مطالب را با موضوعهاى ديگرى كه از جاهاى ديگر به دست مىآورده‌اند درهم مىآميخته و كتاب خود را مانند مسعودى و مقدسى جامع‌تر و متنوع‌تر مىساخته‌اند شايد با مقايسه كتاب ابن خردادبه با آن كتاب‌ها اين خرده‌گيرىها تا حدى به جا و به مورد مىنموده ، ولى امروز از لحاظ تحقيقات تاريخى و راه‌يابى به سرچشمه‌هاى اصلى اين رشته از مآخذ عربى اسلامى هرآنچه را بر كتاب « المسالك و الممالك ابن خردادبه » خرده گرفته‌اند از مهمترين محاسن آن كتاب شمرده مىشود . زيرا ابن خردادبه همان مطالب ديوانى را ، بىآنكه آنها را آن‌چنان با مطالب ديگر درهم آميزد كه نشانه‌هاى اصلى آنها از ميان برود ، به گونه‌اى در كتاب خود نقل كرده كه مىتوان از خلال آنها با دقت و كنجكاوى بيشتر ريشه‌هاى همان نظام ديوانى ساسانى و تقسيمات ديوانى و كشورى سورستان يا دل ايران‌شهر را در آن عهد بازيافت . از آن‌رو كه منابع اصلى ابن خردادبه يا ثبت‌ها و دفترهاى رسمى ديوانى بوده كه در ديوان‌هاى بريد و خراج مىيافته ، يا راهنامه‌ها و نوشته‌هائى دربارهء شهرها و ويژگىها و شگفتىهاى آنها بوده كه در زبان فارسى وجود داشته و در خاندان او هم مانند همهء دودمان‌هاى كهن ايرانى حفظ مىشده ، و ابن خردادبه همان‌ها را همچون الگو به كار مىبرده ، و به همين‌سبب كتاب خود را المسالك و الممالك ناميده كه داراى مفهومى است نزديك به همان الگوها . و هدف او هم از

--> ( 1 ) . مروج الذهب ، پلا ، ج 1 ص 241 .