محمد مهدى ملايرى
158
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ذكر مىشده . و به همينسبب شناخت آن اگرچه به اجمال و از روى اوصاف يا مطالب مختصرى هم باشد كه از آن در مآخذ عربى نقل شده مهم و مغتنم به شمار مىرفته است . اهميت و اعتبار اين كتاب بيشتر از آنجهت است كه در دورانى تأليف شده كه دودمانهاى كهن ايرانى كه در كتابهاى عربى با عنوانهائى از قبيل اهل البيوتات و العظماء و الاشراف ياد شدهاند « 1 » هنوز در عراق و ديگر سرزمينهاى ايرانى با حفظ همان سنّتهاى قديمى خود مىزيستهاند و سلسلهء نسب خود را هم با دقت حفظ مىكردهاند و ابن خردادبه هم كه خود از يكى از همان دودمانها برخاسته بوده براى تأليف كتاب خود از همان منابع دست اول بهره گرفته است . سيد حسن تقىزاده به حق از فوت اين كتاب بسى اظهار تأسف كرده زيرا به گفتهء وى « ابن خردادبه دسترسى به كتب قديمهء ايرانى داشته و مأخذ عمدهاى در اين باب بوده » . « 2 » احتمال بسيارى مىرود كه محمد بن قاسم تميمى مشهور به ابو الحسن نسّابه از مردم بصره هم كه ابن نديم دربارهء او گفته كه وى يكى از دانايان به انساب تا روزگار ما است در كتابى كه به نام « كتاب اخبار الفرس و انسابها » « 3 » تأليف كرده بوده از همين كتاب ابن خردادبه مايههاى فراوان گرفته باشد . از جمله كتابهاى ديگرى كه در همين قرن سوم كه ابن خردادبه كتاب خود را تأليف كرده در همين موضوع انساب ايرانيان تأليف شده اگرچه در زمينهاى محدودتر بوده يكى كتابى است كه يحيى بن على بن يحيى ابن ابى منصور ، يكى از مردان سرشناس خاندان ايرانى منجّم در قرن سوم هجرى كه از همنشينان موفق خليفه عباسى و خلفاى پس از او بوده ، دربارهء نسب خاندان خويش تأليف كرده بوده ، و ابن نديم آن را با عنوان « كتاب اخبار اهله و نسبهم فى الفرس » ياد كرده « 4 » .
--> ( 1 ) . اين عنوانهاى عربى را كريستنسن به ترتيب ترجمهء عنوانهاى فارسى « واسپوهران » و « وزرگان » و « آزادان » شمرده است . ( 2 ) . به نوشتهء او دربارهء شاهنامه در كتاب « هزارهء فردوسى » ص 40 مراجعه شود . ( 3 ) . الفهرست ، ص 114 . ( 4 ) . الفهرست ، ص 114 ، يحيى بن على در سال 241 هجرى زاده شده و در سال 300 هجرى درگذشته است .