محمد مهدى ملايرى
148
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
پس از آنها در عربى به وجود آمده راه محو شدن تدريجى نشانههاى ايرانى و به خورد زبان عربى رفتن آنها را بهتر و روشنتر ديد . و با اين وصف مسلم است كه تحقيق دربارهء اين نويسنده كه خود به خاندانى كهن ايرانى بازمىگردد كه از ديرباز در كارهاى ديوانى پايگاهى بلند داشته و از كسانى بشمارند كه سنتهاى ديوانى ايران به وسيلهء ايشان همچنان در دوران اسلامى هم استمرار يافته است . و همچنين تحقيق در آن بخش از نوشتههاى او كه نمودارى از اطلاعات گرانبهائى است كه از همان ديوانهاى قديم در آنها انعكاس يافته ، براى درك بهتر مطالبى كه در كتاب حاضر دربارهء نظام ديوانى ايران و به ويژه تقسيمات ديوانى دل ايرانشهر يا به قول ابن خردادبه السواد مورد گفتگو است ، نهتنها مفيد بلكه كمال ضرورت را دارد . زيرا همين نوشتهها چنان كه در گفتارهاى آيندهء همين كتاب روشنتر ديده خواهد شد يكى از منابع مهم تحقيق در همين زمينهاند كه از اعتبارى خاص برخوردار و از بارزترين مصداقهاى همان مطالبى بشمارند كه در نوشته ياد شده دربارهء منابع تحقيق در ادبيات ساسانى بر محققان اين رشته عرضه گرديده بود و در آغاز اين گفتار بدان اشاره شد . آنچه دربارهء ابن خردادبه و برخى از نوشتههايش در اين گفتار ، و دربارهء كتاب المسالك و الممالك او از جنبههاى مختلف آن در گفتار آينده ، خواهد آمد گامى در همين راه است . با اين توضيح كه درخور اهميت و اثر ابن خردادبه و نوشتههايش در حفظ آثار فرهنگ گذشتهء اين سرزمين در دوران عربى اسلامى اين است كه دربارهء او و خاندانش و رشتههائى كه آنها را به فرهنگ قديم ايران مىپيوسته و اثرى كه در اين زمينه داشتهاند بحث و بررسىهائى بيشتر از آنچه در اين مختصر بدان پرداخته شده به عمل آيد ، و نوشتههاى ديگر او هم كه اثرى از آنها باقى مانده و حتى آنهائى هم كه هنوز مفقود الاثر هستند و مىتوان نشانههائى از آنها را در مآخذ تاريخى يافت با دقت مورد تحقيق قرار گيرند ، تا هم گوشههاى تاريك ديگرى از تاريخ و فرهنگ ايران روشن شود ، و هم كسان بيشترى از آنها كه عامل استمرار اين تاريخ و فرهنگ تا امروز بودهاند شناخته گردند .