محمد مهدى ملايرى

140

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

متوجه اهميت كرجى كرد . به همين جهت خاورشناس ديگر آلمانى به نام ادولف هوخهايم به بحث دربارهء كتاب ديگر كرجى به نام ( الكافى فى الحساب ) پرداخت و ترجمهء آلمانى آن را در سه جلد كوچك بين سالهاى 1878 و 1880 منتشر ساخت . و با انتشار آن اين كتاب و موضوع آن مورد بحث و انتقاد عده‌اى از مورخين و علماى رياضى گرديد و در مؤلفات آنان جاى بيشترى براى كرجى باز كرد . « تا سال 1933 اطلاعات دربارهء مؤلفات كرجى منحصر به همين دو كتاب ( الفخرى ) و ( الكافى فى الحساب ) بود ، و دربارهء نسبت غلط وى يعنى كرخى هم صحبتى نبود . ولى در سال 1933 پروفسور جورجيو لوى دلّاويدا مقاله مهمى در مجلهء تحقيقات شرقى دربارهء كرجى منتشر ساخت و در آن مقاله چند موضوع تاريخى را دربارهء اين عالم رياضىدان مورد بحث و گفتگو قرار داد ، و از آن جمله اشتباهى بود كه در نسبت وى براى محققين دست داده بود و او را كه دانشمندى ايرانى و از مردم كرج نزديك رى بوده از اهل كرخ بغداد دانسته و به آنجا منسوب ساخته بودند . « او اين اشتباه را از روى چندين نسخهء خطى از كتابهاى كرجى كه در كتابخانه‌هاى مختلف يافته بود تصحيح نمود ؛ از جملهء آن نسخه‌ها يكى كتابى است از كرجى در كتابخانهء واتيكان به نام ( البديع فى الحساب ) ، و ديگر نسخهء خطى از كتاب ( الكافى فى الحساب ) در كتابخانهء لويس ساباط ، و سوم نسخهء خطى از يك كتاب ديگر كرجى به نام ( علل حساب الجبر و المقابلة ) متعلق به كتابخانهء بادليان در آكسفورد انگلستان كه در تمام اين نسخه‌ها نام مؤلف كرجى با جيم نوشته شده - نه كرخى با خاء - و اين خاورشناس فاضل در آن مقاله با استناد به اين قاعده ، كه وقتى اختلافى در نسخه‌هاى خطى در كتابت لفظى پيش آيد صحيحترين صورتهاى آن لفظ صورتى است كه از ذهن نسخه‌نويسان دور تر باشد ، كلمهء كرخى را به كرجى اصلاح كرد ، و امروز چنان كه نويسندهء مقالهء حاضر معتقد است در صحت نسبت كرجى هيچگونه شك و ترديدى نيست زيرا گذشته از نسخه‌هاى خطّى كتابهائى كه لوى دلّاويدا در تصحيح خود بدانها استناد