محمد مهدى ملايرى
132
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
الحساب كان ناقصا فى حال كتابته . » « 1 » در آغاز صورتى كه ابن قتيبه از چيزهائى كه به گفتهء ايرانيان دبيران ديوان مىبايستى بدان عالم باشند ذكر كرده علم به روان ساختن آبها است . اين همان معنى اصلى و اساسى است كه در نوشتهء خوارزمى براى هندسه و مهندس آمده و ديديم كه معنى آن اندازه گرفتن مجراى قناتها و آبراههائى بوده كه پيش از كندن قنات مىبايستى انجام گيرد ، و مراد از آنهم به دست آوردن تراز زمين و مشخص ساختن مسير نهر و شيب مجرائى بوده است كه مىبايستى از زمينهاى ناهمسطح بگذرد . در اين صورت همراه با اين شناسائى علم به كيفيت انشعاب آب از رودها و روان ساختن آن در آبراههاى جديد نيز ذكر شده است كه مراد از آن يكى شناخت درست محلّ مناسبى بوده است در رود كه براى انشعاب برگزيده مىشده و ديگر شناخت صحيح وسايل و مقدماتى بوده است كه براى مهار كردن آب رودخانه و روان ساختن آن در مجراى جديد مىبايستى به كار گرفته شود ، از آن نوع كه در گفتارى از همين كتاب دربارهء طرحهاى بزرگ آبيارى در استانهاى شرق دجله خواهد آمد . و اين عمل دوگانه كه در اين صورت با اين عبارت موجز « عالما باجراء المياه و بحفر فرض الماء » « 2 » بيان شده از آنرو در صدر اين جدول قرار گرفته كه اساس همه كارهائى بوده است . كه در طرحهاى بزرگ آبيارى به اجرا درمىآوردهاند ، و صحت و درستى اينها ضامن موفقيّت آن طرحها بوده . نمونهء طرحهاى بزرگى كه به علت عالم نبودن مجريان آنها به دقايق اين امور و اشتباه در محاسبات آنها به شكست انجاميده در تاريخ كم نيست ، و به عنوان مثال مىتوان از نهرى كه متوكّل خليفهء عباسى براى شهر خود ( متوكلّيه ) از دجله بريد و به نام نهر جعفرى معروف گرديد نام برد . اين نهر از چهل كيلومتر بالاى تكريت از دجله جدا شده بود و در امتداد دجله و به موازات آن به مقدار
--> ( 1 ) . عيون الاخبار ، ج 1 ، ص 44 . ( 2 ) . فرض ، جمع فرضه است و آن شكافى است كه براى بردن آب رودخانه به جاهاى دور در جائى مناسب از آن ايجاد مىكنند .