محمد مهدى ملايرى

127

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

چنان كه خليل گفته اين كار هم رشته‌اى از اين صناعت و جزئى از آن است . » « 1 » اين معنى براى هندسه بدين‌صورت كه در اين كتاب آمده با كم‌وبيش اختلاف در تفصيل يا اجمال ، در همه كتابهاى معتبر لغت عربى ، از قديم‌ترين كتابهائى كه در آن لغت عربى به ترتيب حروف الفبا تنظيم شده مانند صحاح اللغة جوهرى تا كتابهاى جديد لغت مانند المنجد در بيان معنى هندسه و مهندس آمده « 2 » و اصول آن در همهء آنها تكرار شده و از همهء آنها جز اين برنمىآيد كه اين دانش و حرفه‌اى كه در نمود عربى اسلامى آن هندسه خوانده مىشود در اصل برخاسته از دانش و فنى ايرانى بوده است كه چون در ايران نمايان‌ترين كاربرد آن در امر آب يارى و كندن قنات بوده از اين‌رو رفته‌رفته از اين نام يعنى اندازه همين دانش آب و آبيارى به ذهن مىرسيده تا جائى كه به آن اختصاص

--> ( 1 ) . خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 202 . ( 2 ) . جوهرى ( - اسماعيل بن حمّاد مكنّى به ابو نصر 333 - 400 هجرى ) در صحاح اللغة چنين گفته : « هنداز معرّب اندازه است گويند « اعطاه بلا حساب و لا هنداز » يعنى بىحساب و اندازه به او مال بخشيد . و از همين هنداز مهندز به صيغهء اسم فاعل مشتق كردند . و مهندز كسى است كه مجراى قناتها ، و جاهائى را كه بايد براى اين كار كنده شوند اندازه مىگيرد . زاى آن به سين بدل شد چون در كلام عرب زاى معجمه پس از دال قرار نمىگيرد پس گفتند مهندس . و جواليقى ( موهوب بن احمد ابو منصور 465 - 540 ) هم در كتاب المعرّب من الكلام الاعجمى . ص 352 ، و هم در كتاب تكملة اصلاح ما تغلط فيه العامة ص 41 ، همين معنى را آورده . و سيوطى در المزهر علاوه بر اندازه‌گيرى مجراى قناتها اندازه‌گيرى ساختمانها را هم بر آن افزوده و چنين نوشته « و فى الصحاح : المهندز الذى يقدّر مجارى القنىّ و الابنية ، معرّب . و صيّروا زايه سينا فقالوا : مهندس ، لانه ليس فى كلام العرب زاى قبلها دال . » ( ج 1 ، ص 271 ) . در المنجد هم با تلخيص مطالبى كه در كتب لغت قديم آمده هندسه و مهندس چنين معنى شده « الهندسة امص » الحد و القياس ، و اصله اندازه بالفارسية ، علم يبحث فيه عن احوال المقادير من حيث التقدير ، المهندس مقدّر مجارى القنىّ حيث تحفر الابنية . » چنان كه ملاحظه مىشود در اين عبارت معنى مهندس كمى پريشان است زيرا معنى آن چنين است . مهندس كسى است كه مجراى قناتها را در جائى كه ساختمانها حفر مىشوند اندازه مىگيرد . و با كمى دقت مىتوان فهميد كه اين پريشانى ناشى از تلخيص مطالب كتب لغت و كمى بىدقتى در تلفيق آنها است ، آنچه در اين‌جا در معنى مهندس آمده تا حيث تحفر ، عبارت قاموس است . و كلمهء الابنية احتمالا از المزهر يا از صحاح ، به روايت سيوطى ، گرفته شده و چنان كه پيش از اين ديديم در آنجا الابنية با واو به مجارى القنىّ عطف شده ، و معناى صحيح آن‌هم همان است كه پيش از اين گذشت .